راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٠ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
خداوند را فرمانبردار است دوست ماست، و كسى كه خدا را نافرمانى مىكند دشمن ماست، و جز به عمل و پرهيزگارى نمىتوان ولايت و دوستى ما را به دست آورد.»
در حديث ديگرى آمده است: همانا شيعيان على (ع) بردباران و دانشمندانند، لبهايشان از كثرت دعا خشك و پژمرده است و در چهره آنها نشانههاى پارسايى و گوشهگيرى نمايان مىباشد. در اين مورد احاديث ديگرى نيز در دست است، كه به خواست خداوند در كتاب آداب الشّيعه و اخلاق الامامة در اين باره به طور كامل سخن خواهيم گفت.
باب سوّم در آنچه عامّه آن را از علوم ستوده مىشمارند و از اين علوم نيست
در اين باب علّت نكوهيدگى بعضى از علوم، و تبديل نام دانشهاى فقه، توحيد، تذكر و حكمت، و نيز آنچه از علوم شرعى پسنديده است، و اندازه ناپسند آن بيان مىشود.
علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
شايد گفته شود: علم عبارت از شناخت ماهيّت معلوم است، و علم از صفات خداوند مىباشد در اين صورت چگونه ممكن است چيزى هم علم باشد، و هم مذموم و ناپسند.
بايد دانست كه علم ذاتا مذموم نيست، و نكوهش آن در مورد انسان تنها به يكى از سه سبب است:
١- اين كه فرا گرفتن آن دانش زيانآور باشد، خواه به كسى كه آن را فرا مىگيرد ضرر رساند و يا به ديگرى. چنان كه علم سحر و جادوگرى از علوم نكوهيده است، و حقّ هم همين است، زيرا قرآن بدين امر گواهى داده و