راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٨ - فصل علم احوال دل
،«٦٣» امكانپذير است.
پس از اين غزّالى پرسشى را مطرح كرده كه خلاصهاش اين است كه: «تو حدّ متكلّم را به نگهبانى از عقيده عوام در برابر آسيب ياوهگوييهاى بدعتگران محدود كردى، مانند حدّ نگهبان راه حجّ كه وظيفه او پاسدارى اموال و منسوجات حاجيان از غارت و دستبرد اعراب است. و حدّ فقيه را حفظ قانونى دانستى كه حاكم به وسيله آن شرّ بعضى از متجاوزان را نسبت به بعضى از مردم برطرف كند، و اين دو مرتبه نسبت به علم دين مرتبههايى پست و نازلند، در حالى كه علماى امّت كه به فضل و كمال مشهورند همان فقيهان و متكلّمانند، و اينان در پيشگاه خداوند از بهترين مردمان مىباشند؟.
خلاصه پاسخ غزّالى اين است كه: «علماى دين وجود خود را تنها وقف علم فقه نكرده بودند. بلكه به علم قلوب نيز اشتغال داشته، مراقب حالات دل بودهاند، و آنچه آنها را از تصنيف در اين علم و تدريس آن باز مىداشت، همان چيزى بود كه صحابه پيامبر (ص) را از نگارش و تدريس فقه مانع شد، با اين كه آنان فقيهانى بودند كه از فنون مختلف دانش برخوردار، و به علم فتاوا و حلال و حرام مشغول بودند، و نيازى به ذكر آنها نيست. بنابراين فضيلت علماى دين به اعتبار دانستن علم فقه و كلام نبوده، بلكه به سبب دانش آنها به دقايق علوم باطن بوده و هم اين كه به مقتضاى علم خود عمل مىكردهاند، و فقه را براى جلب رضاى الهى مىخواستهاند، و در دين زهد مىورزيدهاند، و امثال اينها، اگر چه شهرت آنها به اعتبار علم آنها در فقه و كلام بوده است. زيرا آنچه در پيشگاه خداوند مايه فضل و برترى است، غير از آن چيزى است كه در نزد خلق سبب آوازه و شهرت است، و ما بزودى از سيره و روش علماى پيشين شمّهاى ذكر خواهيم كرد، تا دانسته شود كسانى كه مذهب خود را به آنها نسبت مىدهند به آنان ستم كردهاند، و همانها در روز بازپسين سختترين دشمنان اينانند.»
«٦٣» عنكبوت / ٦٩: آنانى كه در راه ما جهاد كنند قطعا هدايتشان خواهيم كرد