راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٤ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
بىدليل عقلى كه ضرورت ايجاب كند از مدلول خود جدا افتند وثوق به الفاظ، باطل، و سود حاصل از كلام خدا و پيامبر (ص) ساقط مىشود. زيرا آنچه از ظاهر لفظ فهميده مىشود قابل وثوق نيست، و باطن هم ضابطهاى ندارد، بلكه چون اذهان با هم تعارض دارد، ممكن است يك لفظ بر معانى مختلف حمل شود، و طامّات، نيز از بدعتهاى رايج است كه زيانهاى آن بس بزرگ مىباشد.
ترديدى نيست مقصود هواداران آن گفتن سخنان تازه و عجيب است، زيرا نفس به اين گونه سخنان رغبت دارد، و از شنيدن آنها لذّت مىبرد. باطنيان براى انهدام همه شرايع و اديان از همين راه با تأويل ظواهر احكام به گونهاى كه با آرايشان هماهنگ شود توسّل مىجويند، چنان كه ما در كتاب المستظهرى كه در ردّ باطنيان نگارش يافته مذهب آنها را در اين مورد شرح دادهايم. گفتار يكى از باطنيان در تأويل قول حقّ تعالى: اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى«٤٨» نظير تأويلات اهل طامّات است، وى اشاره به قلب خود كرد و گفت: مقصود از فرعون طغيانگر بر هر انسانى همين قلب است، و درباره آيه أَلْقِ عَصاكَ«٤٩» گفت: مقصود از عصا هر چيزى است كه انسان بجز بر خداوند بر آن تكيه و اعتماد مىكند، و سزاوار است آن را به دور افكند، و در مورد گفتار پيامبر (ص) كه فرموده است:
«سحرى بخوريد كه در سحرى بركت است.»«٥٠»، گفته است: مراد استغفار در سحرگاه است، و امثال اينها بسيار است، به حدّى كه ظاهر قرآن را از اوّل تا به آخرت تحريف، و از تفسير منقول از علما منحرف كردهاند. بطلان برخى از اين تأويلها به طور قطع روشن است. مانند تأويل فرعون به قلب، زيرا فرعون شخصى محسوس بوده كه وجود او در خارج، و دعوت او از سوى موسى (ع) مانند وجود ابى لهب و ابى جهل و ديگر كافران، از طريق تواتر به ما رسيده و از جنس فرشتگان و شياطين و غير محسوسات نبوده است تا تأويل در الفاظ آن راه يابد.
«٤٨» طه / ٢٤: به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است
«٤٩» اعراف / ١١٧: عصايت را بينداز
«٥٠» صحيح بخارى ج ٣ ص ٣٦ سنن ابن ماجه شماره ١٦٩٢ صحيح مسلم ج ٣ ص ١٣٠