راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٢ - فصل اختلاف ظاهر و باطن
روايت شده كه مراد غير از ظاهر آن است چنان كه در تفسير قول خداوند متعال: أَنْزَلَ من السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها«٣٨» روايت شده كه مراد از آب قرآن و مقصود از واديها (درّهها) دلهاست كه بعضى از آنها بخش زيادى از آب و بعضى بخش كمى از آن در آنها سرازير مىشود و برخى بكلّى از آن بىنصيب مىمانند. و زبد (كف) روى آب مثال است براى كفر، زيرا اگر چه كف بر روى آب ظاهر مىگردد و تهنشين نمىشود ليكن دوام و ثباتى ندارد، و هدايت كه مايه سود مردم است همچنان ثابت و پايدار مىماند. گروهى در اين باره به غور و تعمّق پرداخته، و آنچه را كه در مورد آخرت ذكر شده از قبيل ميزان و صراط و جز اينها را تأويل، و از ظاهر آنها صرفنظر كردهاند، و اين بدعت است زيرا در اين مورد روايتى نقل شده، و حمل آنها بر ظاهر محال نيست، از اين رو اعتقاد بر ظاهر آنها واجب است.
مىگويم: بنابر مذهب ما تأويل ميزان و صراط بدعت نيست، زيرا همان گونه كه پيش از اين اشاره كردهايم رواياتى در تأويل آنها از ائمّه معصومين (ع) وارد شده است، و ما در رساله جداگانهاى به طور كامل و مشروح اين مسائل را بيان و روشن كردهايم.
٤- اين كه انسان چيزى را به طور اجمالى درك كند، سپس با ذوق و تحقيق، مفصّل آن را بفهمد، به طورى كه آن عقيده و حالت مداوم او گردد، اين دو علم با يكديگر تفاوت دارند، اوّلى به منزله پوست و دوّمى مغز، و يا اوّلى ظاهر و ديگرى باطن است. و آن مانند اين است كه انسان در تاريكى يا از دور شخصى را به نظر آورد، و نسبت به آن تا اندازهاى يقين حاصل كند، و هنگامى كه او را از نزديك يا پس از برطرف شدن تاريكى ببيند ميان اين دو ديدار احساس تفاوت كند، ليكن رؤيت اخير او ضدّ اوّل نيست بلكه موجب تكميل آن است. در مورد علم و ايمان و تصديق نيز وضع به همين منوال است،
«٣٨» رعد / ١٧: خداوند از آسمان آبى فرستاد از هر دره و رودخانه اى به اندازه آنها سيلابى جارى شد