راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٩ - فصل خداوند سبحان مانندى ندارد
ما چنين است، و ديگر اين كه بگويند: پروردگار ما وحدت ذاتى دارد، به اين معنا كه او چه در وجود و چه در عقل و چه در وهم قسمتپذير نيست، و پروردگار ما به همين گونه است.»
دلائل سخن امير مؤمنان (ع) كه فرموده است: «خداوند در ميان اشيا مانندى ندارد» پيش از اين بيان كرديم و پس از اين نيز در تأكيد آن سخن خواهيم گفت، و امّا گفتار آن حضرت كه «خداوند نه در وجود و نه در عقل و نه در وهم قسمتپذير نيست» دليل آن اين است كه اگر قابل انقسام باشد محتاج خواهد بود، زيرا هر مركّبى قائم و متحقّق به وجود اجزاى خويش بوده و در تحقّق خود محتاج به آنهاست، در حالى كه خداوند از همه جهانيان بىنياز است، و نيز اگر خداوند ذاتش داراى جزء بود ناگزير جزء او بر او تقدّم و اولويّت داشت و آن جزء به اين كه معبود و مورد پرستش باشد سزاوارتر بود. در حالى كه خداوند متعال منزّه از آن است.
فصل: خداوند سبحان مانندى ندارد
خداوند عزّ و جلّ يگانه بىهمتايى است كه هيچ نظير و مانندى ندارد، و ذات شريف بىنيازى است كه همه بدو نيازمندند و او را هيچ شبيه و وزيرى نيست، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ«٣٠»، زيرا برابرى در رتبه دليل نقصان كمال، و كمك خواستن از غير مستلزم عجز و نشانه زوال است، و به همين سبب روشن مىشود كه او ديگر صفات كمال را نيز داراست، بىآن كه از چيزى استفاده كند و يا وسيلهاى به كار برد، و يا خسته و درمانده شده باشد، زيرا نقص و عجز و نياز شايسته پروردگار متعال نيست. بنابراين او بدون گوش و ابزار آن شنوا، و بدون چشم و مژه بيناست، همچنان كه بدون اعضا فعّال ما يشاء، و بدون زبان گوياست، و چگونه ممكن است خداوند شنوا و بينا نباشد و حال آن كه
«٣٠» شورى / ١١: همانند او چيزى نيست و او شنوا و بيناست