راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦١ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
بيان كرده كه سحر سبب جدايى زن از شوى است، و براى پيامبر خدا (ص) جادو كردند، و آن حضرت به سبب آن بيمار شد، تا آنگاه كه جبرئيل او را از آن خبر داد«١»، و آن جادو را از زير سنگى كه در ته چاهى بود بيرون آوردند. اين دانش از علم به خواصّ جواهر، و حساب مطالع ستارگان به دست مىآيد.
جادوگر از آن جواهر هيكلى به صورت شخص جادو شده درست مىكند، و براى آن در مطالع ستارگان وقتى مخصوص را انتظار مىكشد، و مقارن با آن واژههاى كفر و ناسزا به شرع بر زبان مىآورند، و اينها را وسيله توسّل به شياطين قرار مىدهند، و از مجموع اين كارها حالات شگفتى در كسى كه جادو شده پديد مىآيد. دانستن اين اسباب از حيث اين كه علم است مذموم نيست، ليكن جادو جز براى زيان رسانيدن به خلق كارآيى و شايستگى ندارد، و آنچه سبب زيان و وسيله شرّ است ناگزير زشت و بد مىباشد، و همين امر است كه مايه نكوهيدگى اين دانش است. چنان كه اگر ستمگرى مؤمنى را دنبال كند تا او را بكشد، و او در محلّى مستحكم پنهان شده باشد، چنانچه آن ستمگر از محلّ او بپرسد آگاه كردن او جايز نيست، بلكه دروغ در اين جا واجب است، اگر چه ذكر محلّ او ارشاد غير، و افاده علم به ماهيّت و واقع آن است، ليكن مذموم است، زيرا به ضرر و زيان منجر مىشود.
٢- اين كه علم مورد نظر غالبا موجب ضرر براى صاحبش باشد، مانند دانش ستارهشناسى، كه آن ذاتا براى او مذموم نيست، زيرا اين دانش دو قسم است: يك قسم حساب است، و قرآن گوياست كه گردش ستارگان حساب شده است و فرموده است: الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ«٢» و نيز:
«١» در نزد شيعه اماميه مشهور است كه سحر در پيامبران (ع ) كاگر نيست زيرا سحر عملى شيطانى است و شيطان در پيامبران راه ندارد خداوند فرموده است : ان عبادى ليس لك عليهم سلطان
«٢» رحمان / ٥: خورشيد و ماه بر طبق حساب منظمى مى گردند