راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٣ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
نجوم بپرهيزيد، جز به اندازهاى كه در بيابان يا دريا بتوان بدان راه جوييد، زيرا نجوم موجب كهانت (غيبگويى) است و كاهن مانند ساحر، و ساحر همچون كافر، و كافر در آتش است.»«٦»
در كتاب من لا يحضره الفقيه«٧» از عبد الملك بن اعين روايت شده كه گفته است: به ابى عبد الله (ع) عرض كردم من به اين علم دچار شدهام، هر موقع حاجتى دارم به طالع مىنگرم، اگر بد بود مىنشينم و دنبال آن نمىروم، و هر گاه طالع نيك بود به دنبال حاجت خود مىروم، آن حضرت فرمود: «آيا حاجتت برآورده مىشود، عرض كردم: آرى، فرمود: كتابهايت را بسوزان.»
غزّالى مىگويد: «نجوم به سه سبب منع شده است:
اوّل- اين كه دانش مذكور براى بيشتر مردم زيانبار است، زيرا چون به آنها گفته شود چنين آثارى در نتيجه گردش ستارگان پديد مىآيد، مىپندارند ستارگانند كه در عالم مؤثّرند و آنها خدايانى مىباشند كه تدبير امور را بر عهده دارند، چه جواهر شريف آسمانى هستند، در نتيجه مردم آنها را بزرگ مىشمارند، و دلها پيوسته متوجّه آنها مىشود، و از آنها اميد نيكى و بيم بدى دارند، و ياد خدا از دلها زدوده مىشود، زيرا نظر كسى كه ايمانش ضعيف است از حدود وسائط تجاوز نمىكند، و عالم راسخ كسى است كه بداند خورشيد و ماه و ستارگان همه مسخّر فرمان خداوند سبحانند. نگاه كردن ضعيف پس از طلوع خورشيد به آفتاب، مانند نظر مورچه است كه اگر عقل در او آفريده شده بود، و بر روى صفحه كاغذى قرار داشت مىديد كه هنگام كشيدن قلم سياهى خط پيوسته ادامه مىيابد، و در اين هنگام معتقد مىشد كه اين كار قلم است، و نظر او به آن حدّ نمىرسيد، كه نخست انگشت و پس از آن دست، سپس ارادهاى كه دست را به حركت درآورده، و پس از آن نويسنده تواناى صاحب اراده، و بعد
«٦» نهج البلاغه خطبه ٧٧
«٧» كتاب حج باب روزها و اوقاتى كه سفر در آنها مستحب است شماره ١٤