راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٢ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
رسيدن به آن برنخاسته، و اگر برخاسته قصد امتثال و بندگى خداوند را نداشته است بلكه هدف دنيايى داشته از اصحاب شمال، و از گمراهان مىباشد، و براى اوست، فَنُزُلٌ من حَمِيمٍ. وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ«٢٠».
وظايف معلّم رهنما
: بدان انسان نسبت به دانشى كه دارد، داراى چهار حالت است، همان گونه كه نسبت به گردآورى مال نيز داراى اين حالات چهارگانه مىباشد، چرا كه دارنده مال نخست در حال استفاده و اكتساب است، و سپس در حال ذخيره كردن مالى است كه به دست آورده، و به سبب آن غنى و از ديگران بىنياز شده، و پس از آن حالت انفاق بر خويش و بهره بردن از آن و سپس حالت بذل و بخشش به ديگران است تا سخّى و بخشنده شمرده شود. و اين با ارزشترين حالات آن مىباشد، علم نيز به همين گونه مانند مال گردآورى مىشود، حالت اوّل طلب و اكتساب است، ديگر حالت تحصيل آن است تا از ديگران بىنياز شود، و سپس حالت استبصار و بينش است كه عبارت از تفكّر و بهره بردن از دانش به دست آمده است حالت چهارم دادن بينش به ديگران است كه اين با ارزشترين حالات آن مىباشد. بنابراين هر كس دانش فرا گيرد.
و بدان عمل كند، و آن را به ديگران بياموزد، در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده مىشود، زيرا وى مانند خورشيد هم خود روشن است و هم روشنى بخش ديگران است، و همچون مشك است كه خوشبوست و ديگران را خوشبو مىكند. امّا كسى كه علمى به دست آورد، و آن را به كار نبندد مانند دفترى است كه به ديگران فايده مىرساند، و خود از علم خالى است، و همچون سنگى است كه چاقو را بدان برّنده و تيز مىكنند ليكن خود برّان نيست، و مانند سوزن است كه ديگران را مىپوشاند، و خود برهنه است، و چون فتيله چراغ است كه خود مىسوزد و به ديگران روشنى مىدهد. شاعر در اين باره گفته است:
«٢٠» واقعه / ٩٢ و ٩٣: پس با آب جوشان دوزخ پذيرايى مى شود سپس سرنوشت او ورود در آتش جهنم است