راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٥ - كتاب اسرار طهارت و مسائل مهمّ آن
امّا مقصود غايى در عمل دل اين است كه آن را به وسيله اخلاق پسنديده و اعتقادات مشروع اصلاح و آباد گردانند، و دل هرگز به اين صفات آراسته نمىشود مگر آنگاه كه از اخلاق زشت و عقايد فاسدى كه ضدّ آنهاست پاك گردد، پس پاك كردن دل يكى از دو نيمه كار و نيمه اوّل شرط نيمه دوّم مىباشد، و اين كه طهارت نصف ايمان شمرده شده به همين معناست. همچنين پاكى اعضا از گناهان يكى از دو نيمه است و آباد كردن آنها به طاعات نيمه دوّم است. اينها مقامات ايمان است، و هر مقامى را مرتبهاىست، و بنده هرگز به مرتبه بالاتر نمىرسد مگر آن كه از طبقه پايينتر گذشته باشد، و كسى كه از پيراستن دل از صفات نكوهيده و آبادانى آن به خويهاى پسنديده فراغت نيافته نمىتواند به پاكيزه كردن باطن از اخلاق زشت و آراستن آن به خصلتهاى ستوده دست يابد همچنين كسى كه كار طهارت جوارح را از مناهى و آراستن آنها را به طاعات به پايان نرسانيده است نمىتواند آن مقام را به دست آورد. و هر اندازه مطلوب گرانقدرتر و شريفتر باشد رسيدن بدان سختتر و راه آن دشوارتر و ناهموارتر خواهد بود، و هرگز گمان مكن كه با آرزو بتوان بدين امر دست يافت، و با سستى و كاهلى بتوان بدان رسيد.
آرى كسى كه چشم بصيرتش كور است و تفاوت اين مراتب را درنيافته از درجات طهارت جز مرتبه ابتدايى آن را كه در مقايسه با آنچه مطلوب است به منزله پوست نسبت به مغز مىباشد، درك نكرده، و پيوسته در آن دقّت و زياده روى مىكند، و اوقات خود را در استنجا و شستن جامه و پاكيزه داشتن ظاهر، و دست يافتن به آب زياد و جارى صرف مىكند. و چنين فردى به حكم وسوسه و نقصان عقل گمان مىكند كه طهارت مطلوب و شريف همين است و بس، و نمىداند كه پيشينيان تمام همّت و انديشه خود را در پاكيزه كردن دل مصروف مىداشتند، و كار پاكيزگى ظاهر را آسان مىگرفتند، تا آن جا كه دست را از چربيها و خوردنيها نمىشستند، و آن را به كف پاهايشان مىماليدند، واشنان را