راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٥ - فصل دلايل وجوب عصمت امام
پيامبر خدا دارا بوده است ما نيز مانند آن را دارا هستيم جز منصب پيامبرى و همسرها.»«١٣» و شناخت اين صفات پسنديده و خويهايى كه ذكر شد جز از طريق وحى بر پيامبر (ص) ممكن نيست، زيرا آگاهى بر بواطن نفوس ممتنع است، از اين رو خداوند درباره على (ع) آيه كريمه: إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله«١٤» ... و نيز آيه: بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ...«١٥» و جز اينها را به پيامبر ما (ص) وحى فرموده، و با نزول اين وحى، بر پيامبر (ص) واجب شد كه بر كسى كه پس از مرگش جانشين او مىشود تصريح كند، و آن حضرت واجب مذكور را هم از طريق قول انجام داد، چنان كه فرمود: «هر كه را من سرور و مولاى اويم، على سرور و مولاى اوست.»«١٦» و نيز: «اى گروه اصحاب من! على بن ابى طالب در زندگىام و پس از مرگم وصىّ و جانشين من بر شماست، او صدّيق اكبر و فاروق اعظم است كه حقّ را از باطل جدا مىكند. او همان باب الهى است كه بايد از آن وارد شد، او راه خداوند و دليل بر اوست، هر كس او را بشناسد مرا شناخته، و هر كس حقّ او را انكار كند حق مرا انكار كرده، و هر كه از او پيروى كند، از من پيروى كرده است.»«١٧» از طريق عمل نيز آن را به انجام رسانيد، چنان كه او را به فرماندهى سپاهيان خود گماشت، و ديگران را زير نظر و پرچم او قرار داد، و هرگز كسى را بر او فرمانده نساخت، و با او مانند كسانى كه تحت فرماندهى عمرو بن عاص و اسامة بن زيد و جز اينها قرار گرفتند رفتار نكرد. اصحاب پيامبر (ص) دانسته بودند كه على (ع) فرمانده سپاه پيامبر (ص) است، بىآنكه كسى بر او فرمانروا باشد، و چگونه ممكن است رسول اكرم (ص) راجع به چنين امر بزرگى
«١٣» من بر ماخذ اين حديث دست نيافتم
«١٤» مائده / ٥٥: سرپرست و رهبر شما تنها خدا و پيامبر خدا و پيامبر اوست و آنها كه ايمان آورده اند و نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع مى پردازند
«١٥» مائده / ٦٧: اى پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به طور كامل به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت او را انجام نداده اى
«١٦» معانى الاخبار صدوق ص ٦٥ ٧٤
«١٧» بحار الانوار ج ٩ چاپ كمپانى باب نص بر امير مومنان على (ع )