راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٥ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
محاسنش بمالد تا پاك شود اين شخص مخدوم را خدمتگار، و خدمتگار را مخدوم قرار داده است، و اين به سر درافتادن است، و مانند اوست كسانى كه در روز محشر در زمره مجرمان مىايستند، و خداوند درباره آنها فرموده است:
ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ«٢٦» امّا به طور خلاصه فضيلت و منّت از آن معلّم است.
اكنون سرانجام كار كسانى را بنگر كه ادّعا مىكنند مقصود ما از اشتغال به دانش فقه و كلام و تدريس اينها و غير اينها تقرّب به خداوند متعال است، در حالى كه آنها مال و جاه خود را صرف مىكنند، و به خاطر ادامه عطايا و مستمرّيها انواع خواريها را در خدمت به سلاطين و حكّام تحمل مىكنند، چون اگر اين اعمال را ترك كنند، مردم نيز آنها را رها كرده، ديگر هيچ كس به سراغ آنان نخواهد آمد، و معلّمى كه از اين طايفه است از دانشجوى خود انتظار دارد در هر حادثه به كمك او بشتابد، دوستش را يارى دهد و با دشمنش دشمنى كند، در برآوردن حوايج او به طور جدى اقدام كند و براى رفع نيازمنديهاى او گوش به فرمان باشد. اگر دانشجو درباره وى كوتاهى كند بر او خشمگين مىشود، و از بدترين دشمنان وى مىگردد. براستى چقدر پست است دانشمندى كه اين روش را براى خود برگزيند، و بدان شاد باشد، و شرم نكند از اين كه بگويد: غرض من از تدريس، نشر علم براى تقرّب به خدا و يارى كردن دين اوست. لذا به اين علامات توجّه كن تا انواع فريبكاريها را مشاهده كنى.
٣- به هيچ روى از خيرخواهى براى دانشجو و اندرز دادن به او دريغ نكند،
بدين طريق كه او را از تصدّى هر مقام پيش از به دست آوردن استحقاق آن منع كند، و او را از اشتغال به يكى از علوم خفيّه پيش از آن كه از علم آشكار فراغت يابد باز دارد، و او را متوجّه كند به اين كه غرض از علوم تقرّب جستن به حقّ تعالى است، نه رياست و مباهات و همچشمى، و اين امر را تا آن جا كه مىتواند در ذهن او جاى دهد، چه آنچه را عالم فاجر اصلاح مىكند بيشتر از
«٢٦» سجده / ١٢: در حضور پروردگار خود سر به زير افكنده اند