راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠٤ - فصل دوستى دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا واجب است
قلب و آسودگى خاطر از معدن آن به دست مىآوردند، و خداوند آنان را از حيرت و سرگشتگى مصون داشت، و پس از آن كه مدّت مذكور بسر رسيد، شيعيان به اصولى كه از امامان خود اخذ كرده بودند، و بيشتر مسائل مورد نياز مردم را شامل مىشد رجوع مىكردند، و هيچ مسألهاى نبود مگر اين كه حكمى جزئى يا كلّى درباره آن در اين اصول ديده مىشد، توفيق از خدا و سپاس ويژه اوست.
فصل: دوستى دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا واجب است
دوستى دوستان خدا واجب است همچنين است دشمنى دشمنان خدا و بيزارى از آنان بويژه از رهبران آنها به خصوص از كسانى كه به خاندان پيامبر (ص) ستم، و ميراث آنها را غصب كردند، و سنّت پيامبر خود (ص) را تغيير دادند، و از آنانى كه بيعت امام بر حقّ خود را شكستند، و عايشه همسر پيامبر (ص) را از خانه بيرون آورده به جنگ با امير مؤمنان (ع) كشانيدند و شيعيان را كشتند، و نيز از آن كسى كه نيكان را تبعيد و آواره ساخت، و كسانى را كه پيامبر (ص) از مدينه رانده و لعن فرموده بود به مدينه بازگردانيد، و به آنها جا و پناه داد، و نيز اموال را از دسترس تهيدستان خارج كرد و ميان دولتمندان به گردش درآورد و نابخردان را استاندار و فرماندار كرد، و هم از آن كسى كه انصار و مهاجرين و اهل فضل و سابقه و صلاح را كشت، و از اهل شورا و ابو موسى اشعرى و آنانى كه در جرگه او بوده و مصداق آيه شريفه: الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ في الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً«٨٣» مىباشند، آنان به سبب دشمنى با امير مؤمنان (ع) به آيات خداوند و روز رستاخيز كافر شدند، و خداوند را بدون اعتقاد به امامت او ملاقات كردند،
«٨٣» كهف / ١٠٤: آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود شده ) با اين حال گمان مى كنند كارنيك انجام مى دهند