راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٩ - فصل شماره امامان و نصوص وارد درباره آنان
نيازى كه به وجود آنها دارند نافذ مىدانيم، و در اين صورت چگونه ممكن است به صحّت امامتى كه مورد نياز و ضرورت مسلمانان است حكم نكنيم.»
مىگويم: اين سخن در صورتى درست است كه مقصود از انعقاد امامت چنين مردى، عدم وجوب تعرّض نسبت به او و كوتاه كردن دستش از اين مقام به سبب بيم از فتنه باشد، چنان كه نسبت به پادشاهان زمان با همه اين كه ستمگر و سركشند تعرّض و مقابله نمىشود، و گرنه اعتقاد به صحّت امامت او در واقع و نفس الامر، و اين كه او بر حقّ است ابدا صحيح نيست، بلكه او از جمله رهبرانى است كه به آتش دوزخ دعوت مىكنند، و در روز قيامت در زمره مقبوحين (زشترويان) و از كسانى است كه پيامبر (ص) درباره آنها فرموده است:
«خداوند اين دين را به وسيله مردان بدكار تقويت مىكند.»«٧٤» اينان در آخرت بهرهاى ندارند، و خلفاى سه گانه پس از پيامبر ما (ص) از همين دسته بودهاند.
فصل: شماره امامان و نصوص وارد درباره آنان
احاديث متواترى از پيامبر (ص) در دست است كه حجّتهاى الهى بر خلق پس از آن حضرت ائمّه دوازده گانهاند كه نخستين آنها امير مؤمنان على بن ابى طالب (ع) و پس از او به ترتيب امام حسن مجتبى، حسين شهيد، علىّ بن الحسين زين العابدين، محمّد بن على الباقر، جعفر بن محمّد الصّادق، موسى بن جعفر الكاظم، على بن موسى الرضا محمّد بن على الجواد، على بن محمّد الهادى، حسن بن على الزكىّ و سپس فرزند او قائم (ع) است، كه نام و كنيه پيامبر (ص) را دارد، و امام زمان و خليفه خداوند بر روى زمين در اين روزگار است. پيامبر (ص) فرموده است:
«خداوند فهم و علم و حكمت مرا به دوازده تن از خاندانم عطا كرده و آنان را از سرشت من آفريده است، واى بر كسانى كه پس از من نسبت به آنان تكبّر ورزند، و درباره آنها پيوند مرا با خود ببرند، آنها را چه مىشود، خداوند شفاعت مرا
«٧٤» مسند احمد ج ٢ ص ٣٠٩ مسند ابوعوانه ج ١ ص ٤٦