راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧١ - نشانههاى عالمان آخرت
آن اشتراك عقيده دارند، ليكن برخى از مردم به اين امر توجّه نمىكنند، و خود را براى آن آماده نمىسازند به طورى كه گويا يقين به آن ندارند امّا در ميان مردم كسانى نيز وجود دارند كه بيم از مرگ بر دل آنها چيره شده، تا آن حدّ كه همه كوشش خود را صرف آمادگى خويش براى آن مىكنند، و به چيزى غير از اين نمىپردازند از اين حالت به «قوّت يقين» تعبير مىكنند. از اين رو يكى از اينان گفته است: من يقينى را كه هيچ شكّى در آن نيست مانند مرگ نيافتم كه شبيهتر باشد به شكّى كه هيچ يقينى در آن نيست. بنابراين اصطلاح يقين را مىتوان به قوّت و ضعف توصيف كرد. ما در آن جا كه گفتيم: علماى آخرت بايد عنايت خود را صرف تقويت يقين كنند، مقصودمان يقين به هر دو معناست كه عبارت از نفى شكّ و استيلاى يقين بر نفس تا آن حدّ كه يقين بر آن غالب و حاكم باشد.
اكنون كه اين مطلب روشن شد مراد ما را از اين كه مىگوييم: يقين به سه قسم منقسم مىشود، به قوّت و ضعف. قلّت و كثرت و خفّى و جلّى، درك خواهيد كرد. امّا قوّت و ضعف يقين بنا بر اصطلاح دوّم است، و بيانگر درجه غلبه و استيلاى آن بر قلب است، و درجات يقين از حيث قوّت و ضعف بىنهايت مىباشد، و بر اين اساس تفاوتى كه در مردم از نظر آمادگى براى مرگ مشاهده مىشود بر حسب درجات يقين آنهاست.
امّا تفاوت خفا و جلا در چيزى كه تجويز در آن ممكن است يعنى اصطلاح دوّم روشن و غير قابل انكار است، و در چيزى كه شكّ در آن منتفى است نيز انكار نمىشود، زيرا فى المثل تفاوتى كه ميان تصديق به وجود مكّه و فدك، و يا تصديق به وجود موسى و يوشع (ع) است قابل ادراك است، با اين كه در هر دو امر شكّى وجود ندارد، زيرا مستند هر دو تواتر است، ليكن به نظر مىآيد كه يكى از اين دو در قلب آشكارتر و روشنتر از ديگرى است، زيرا سبب آن كه عبارت از كثرت خبردهندگان است از ديگرى قوىتر مىباشد. همچنين اهل نظر اين تفاوت در خفا و ظهور را در مسائلى كه با دليل اثبات مىشود نيز درك