راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٦ - فصل تصديق وجود خداوند سبحان امرى فطرى است
پرسيدم: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ من بَنِي آدَمَ من ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ«٢٢» امام (ع) فرمود:
«خداوند ذريّه آدم را تا روز قيامت از صلب او بيرون آورد، و آنها مانند مورچه خارج شدند، و خداوند خود را به آنها شناساند، و خلقت مخلوقات خود را به آنها نماياند، و اگر اين نبود احدى خدا را نشناخته بود.» و گفت: «پيامبر (ص) فرموده است: هر مولودى بر فطرت يعنى بر شناخت اين كه خداوند آفريننده اوست، به دنيا مىآيد، و اين به مقتضاى گفتار اوست كه فرموده است: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ من خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ الله.»
در روايات ديگرى به طور مستفيص آمده است: «فطرت همان توحيد است.»«٢٣»
و به سند خود از ابن عمر روايت كرده كه پيامبر (ص) فرموده است:
«كودكانتان را به خاطر گريهاى كه مىكنند نزنيد، زيرا گريه آنها تا چهار ماه شهادت لا اله الا الله، و چهار ماه صلوات بر پيامبر و آل او (ص)، و چهار ماه دعاى بر پدر و مادر است.»«٢٤» در كافى نيز نزديك به همين معنا روايت شده است.
مىگويم: شايد سرّش اين باشد كه كودك در چهار ماه نخست جز خدا كه معرفت و توحيد خود را در سرشت او قرار داده است كسى را نمىشناسد، و گريه او تنها براى توسّل به خداوند و التجاى به اوست نه غير او، و اين شهادت او بر يگانگى خداوند است، در چهار ماه بعدى مادرش را از اين جهت كه وسيله تغذيه او، نه از حيث اين كه مادر اوست مىشناسد، و به همين سبب غالبا از پستان ديگران نيز شير مىنوشد، امّا در اين مدّت پس از خداوند جز كسى را كه واسطه ميان او و پروردگار است و به طور طبيعى مكلّف به تأمين روزى اوست نمىشناسد آن هم از حيث اين كه وسيله است نه چيز ديگر، و همين خود معناى رسالت است بنابراين گريه او در اين مدّت در واقع اقرار به رسالت مىباشد. در
«٢٢» اعراف / ١٧٢: و هنگامى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ذريه آنها را بر گرفت و آنهارا گواه بر خويشتن ساخت
«٢٣» توحيد صدوق ص ٣٤١ باب ((خداوند خلايق را بر فطرت توحيد آفريده است ))
«٢٤» همان ماخذ ص ٣٤٣ كافى ج ٦ ص ٥٣