راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٠ - نشانههاى عالمان آخرت
كه عقل وجود شئى قديم را بالضّرورة تصديق كند. زيرا موجودات از سه حال بيرون نيستند يا همه آنها قديمند و يا همه آنها حادث، و يا بعضى حادث و بعضى ديگر قديم مىباشند. اگر همه آنها قديم باشند مطلوب حاصل است، زيرا وجود شئى قديم به طور كلّى ثابت شده است، و اگر همه موجودات حادث باشند محال است، زيرا به حادث بدون سبب منتهى مىشوند، لذا قسم اوّل يا سوّم ثابت مىگردد، و هر علمى كه بدين طريق به دست آيد يقينى گفته مىشود، خواه از طريق فكر و نظر حاصل گردد، مانند آنچه ذكر شد، يا از راه حسّ، و يا نيروى عقل تحصيل شود مانند علم به اين كه حادث بلا سبب محال است، يا از طريق تواتر به دست آيد مانند علم به وجود مكّه، و يا از راه تجربه مانند علم به اين كه سقمونياى«٨٦» پخته مسهل است، و يا از طريق دليل چنان كه ياد كرديم. بنابراين از ديدگاه متكلّمان شرط اطلاق اين نام عدم وجود شكّ است، پس هر علمى كه در آن شكّ نباشد يقينى گفته مىشود، و بر اين اساس يقين به ضعف توصيف نمىشود، زيرا در نفى شكّ تفاوتى وجود ندارد.
اصطلاح دوّمى نيز وجود دارد كه از آن فقيهان و صوفيان و بيشتر دانشمندان است، و آن عبارت از اين است كه تجويز و شكّ را شرط نمىدانند، بلكه آنچه در نزد اينان معتبر مىباشد استيلا و غلبه آن بر قلب است، تا آن جا كه مىگويند: «يقين فلانى نسبت به مرگ ضعيف است.» با اين كه در مرگ هيچ شكّى نيست، و نيز مىگويند: «فلانى در رسيدن روزى يقينى قوى دارد» با اين كه گاهى نرسيدن آن ممكن است. بنابراين هر گاه نفس به تصديق چيزى گرايش يابد، و اين ميل بر دل او غالب و مستولى گردد. تا آن حدّ كه بر نفس حاكم و در تشويق و منع آن فرمانروا باشد، در اصطلاح اينان اين گرايش يقين گفته مىشود. شكّ نيست كه مردم در قطعى بودن مرگ و نداشتن شكّ در
«٨٦» سقمونيا يكى از اقسام نيلوفر است كه از ريشه آن صمغى به نام اسكامونه به دست مى آيد كه مسهلى بسيار قوى است (احياء علوم الدين ) م