راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٨ - فصل وجوب عصمت پيامبران
كه اين ويژگيها و برجستگيها در سايه تلاش نيروى بشرى به دست نيامده و اين شايستگيها جز به كمك تأييدات آسمانى و نيروى الهى قابل تصوّر نيست، و غير ممكن است همه اينها در شخص دروغگو يا حيلهگرى گرد آيد، بلكه صفات و حالات آن حضرت شواهد قاطعى بر صداقت و قداست آن بزرگوار است، تا آن حدّ كه چون عرب اصيل او را مىديد مىگفت: به خدا سوگند اين چهره دروغگويى نيست، و به محض ديدن شمايل و سيماى ممتاز آن حضرت بر صدق او گواهى مىداد، چه رسد به كسانى كه شاهد اخلاق و رفتار او بودند، و همه اعمال او را زير نظر داشتند. آرى همه اين مواهب را خداوند به او داده بود، در حالى كه از كسى دانشى نياموخته و كتابى را مطالعه نكرده، و هرگز براى تحصيل علم به سفر نرفته بود، و پيوسته ميان اعراب نادان به عنوان يتيمى ضعيف و مستضعف به سر مىبرد، در اين صورت اگر وحى در ميان نبوده آن همه محاسن اخلاق و آداب نيكو و فى المثل فقه حكيمانه را قطع نظر از ديگر علوم از كجا به دست آورده است، چه رسد به شناخت خداوند و فرشتگان و كتب و پيامبران او، و ديگر ويژگيهاى پيامبرى؟ و چگونه ممكن است بشر در داشتن اين كمالات مستقل و از خارج بىنياز باشد؟ بىشكّ اگر جز همين امور ظاهرى چيز ديگرى آن حضرت در اختيار نداشت براى صدق مدّعاى او كافى بود، در حالى كه معجزات و آياتى از او ظاهر شد كه هيچ انديشمندى نمىتواند در آنها شكّ كند، مانند شكافته شدن ماه، جارى شدن آب از ميان انگشتانش، اطعام افراد بسيار با خوراك كم، و معجزات بىشمار ديگر، و از جمله اين معجزات قرآن عزيز است كه تا پايان روزگار پايدار است همان قرآنى كه بليغان خلق و فصيحان عرب را به تحدّى و هماوردى فرا خواند، و در ميان انبوه آنها فرياد برآورد كه اگر در حقّانيت آن شكّ دارند مانند آن يا ده سوره مثل آن و يا يك سوره نظير آن بياورند، و به آنان گفت: لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً«١٢» و اين
«١٢» اسراء / ٨٨: هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند