راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١١ - فصل اخبارى كه از طريق خاصّه در شرافت عقل وارد شده است
وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ«٤٤» وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ الله عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ به«٤٥» وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ من مُدَّكِرٍ«٤٦»، و اين را تذكّر ناميدن دور از مناسبت نيست، و گويا تذكّر دو گونه است، يكى آن كه صورتى را به ياد آورد، كه در دل حضور داشته ولى پس از وجود از ياد رفته است، دوّم آن كه صورتى را كه با نهاد او سرشته شده و با فطرت او درآميخته به خاطر بياورد. و اينها حقايق روشنى است براى كسى كه به نور بصيرت بنگرد، امّا براى كسى كه استناد و اطمينان او به سمع و تقليد است نه كشف و مشاهده، سخت و دشوار مىباشد از اين رو چنين شخصى در برابر امثال اين آيات دچار خبط و اشتباه مىشود، و در تأويل واژه تذكّر و اقرار نفوس به ربوبيّت حق به پراكندهگويى و گفتن سخنان بىرويّه مىپردازد، و خيال مىكند در آيات و اخبار تناقضاتى وجود دارد، و بسا كه اين خيال بر او چيره شود، و به آنها با نظر حقارت بنگرد و معتقد به تعارض و تساقط آنها شود. او مانند كورى است كه به خانهاى وارد شود، و با ظروف و اسبابى كه در صحن خانه چيده شده برخورد كند و بلغزد و بگويد: چرا اين ظرفها را از ميان راه برنمىدارند. و به جاى خودشان نمىگذارند؟ البتّه به او گفته خواهد شد كه نقص در چشم توست. نقص در بصيرت نيز به همين گونه است، بلكه از آن بدتر مىباشد، زيرا نفس به منزله سواره و بدن در حكم مركب است، و نابينايى سواره سختتر و خطرناكتر از نابينايى مركب مىباشد، و مشابهت چشم باطن با چشم ظاهر روشن است. خداوند متعال مىفرمايد: ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى«٤٧» و نيز: وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ«٤٨» و ضدّ بصيرت را كورى ناميده و فرموده است:
«٤٤» ص / ٢٩: و صاحبان مغز و انديشه متذكر شوند
«٤٥» مائده / ٧: و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى را كه موكدا از شما گرفت
«٤٦» قمر / ١٧: ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكر شود
«٤٧» نجم / ١١: قلب او در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت
«٤٨» انعام / ٧٥: و اين چنين ملكوت آسمانها را به ابراهيم نشان داديم