راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧٩ - نشانههاى عالمان آخرت
او مىگريند، و فرجهاى حرام از داوريهاى او حلال مىشوند. به خدا سوگند غنى و بىنياز نيست تا آنچه را بر او وارد مىشود صادر كند، و شايستگى مقامى را كه به او واگذار شده است ندارد. اينان همانهايى هستند كه عقوبتهاى الهى بر آنها نازل شده، و نوحه و گريه در ايّام زندگى بر آنان واجب گشته است.»
مىگويم: اين حديث از جمله احاديثى است كه اصحاب ما آن را از طريق خاصّه (شيعه) با اختلافاتى در الفاظ روايت كردهاند، و يكى از كسانى كه آن را نقل كرده ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب كلينى (ره) است«٩٥» كه به سند خود از ابن محبوب مرفوعا از امير مؤمنان (ع) روايت كرده كه آن حضرت فرموده است:
«دو تن نزد خداوند از همه مبغوضترند يكى كسى است كه خداوند او را به خودش واگذاشته، و وى از راه راست بيرون رفته و سرگردان گشته و شيفته سخنان بدعتآميز شده در حالى كه نماز و روزه ورد زبان اوست، براى كسانى كه مفتون او مىشوند فتنه و آزمايش است، از روش درست پيشينيان خويش منحرف شده، و گمراه كننده هر كسى است كه در زندگى و پس از مرگش به او اقتدا كند، باركش گناهان ديگران و گروگان گناهان خويش است. ديگر مردى است كه از نادانى ميان مردم نادان در آمده، و گرفتار امواج تاريك فتنه گشته است، و انساننماها او را عالم مىخوانند، در حالى كه يك روز تمام در آن نگذرانده است، بامدادان با شتاب و شدّت در طلب چيزى كوشيده كه كم آن بهتر از بسيار آن است، تا آنگاه كه از آبى گنديده سيراب شده، و چيزهاى بسيار بىفايدهاى گرد آورده است. در اين هنگام بر مسند قضاوت مىنشيند، و تعهد مىكند كه آنچه را بر غير او مشتبه شده خالص و پاك گرداند، و اگر بر خلاف نظر قاضى پيش از خود حكم كند، ايمن نيست از اين كه قاضى پس از او حكم او را نقض و با او همان معامله را كند كه او با قاضى پيش از خود كرده است و اگر با امرى مبهم و پيچيده روبرو شود، انبوه نظريات پوچ خود را براى
«٩٥» كافى ج ١ ص ٥٤ شماره ٦