راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٣ - نشانههاى عالمان آخرت
بدى را نشناسد از نيكى نيز شناختى ندارد.«١٠٣» در روايت ديگرى است كه مردم مىگفتند: اى پيامبر خدا! كسى كه چنين و چنان كند چه ثوابى خواهد داشت، و از فضايل اعمال مىپرسيدند، و من عرض مىكردم: اى پيامبر خدا! چه چيزى اين و آن را تباه مىكند، و چون ديد من از آفات اعمال مىپرسم منحصرا اين علم را به من آموخت.
همچنين حذيفه در امر شناسايى منافقان تخصص داشت، و دانستن نفاق و اسباب آن، و دقايق فتنهها به او منحصر بود. عمر و عثمان و ديگر صحابه درباره فتنههاى عامّ و خاصّ از وى پرسش مىكردند، و از او در مورد منافقان مىپرسيدند و او نيز آنان را از تعداد باقيمانده منافقان آگاه مىكرد، ليكن نامهاى آنها را نمىگفت، و گاهى عمر درباره خودش از او پرسش مىكرد كه آيا در او چيزى از نفاق سراغ دارد؟ از اين رو هنگامى كه عمر براى گزاردن نماز ميّت دعوت مىشد تأمّل مىكرد چنانچه حذيفه حاضر مىشد بر جنازه نماز مىگزارد و گرنه ترك مىكرد حذيفه را صاحب سرّ مىگفتند«١٠٤» مىگويم: خردمند بايد در اين گونه اخبار كه به وسيله كسانى نقل شده است كه خود را اهل سنّت ناميدهاند دقّت و تأمّل كند، و عبرت گيرد، كه إِنَّ في ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ«١٠٥» غزّالى مىگويد: «توجّه به مقامات و احوال قلب عادت و روش علماى آخرت است، زيرا دل است كه براى تقرّب به حقّ تعالى مىكوشد، امّا اين فنّ اكنون كهنه و متروك شده، و اگر عالم از آن چيزى بگويد، آن را غريب و بعيد مىشمارند، و مىگويند اين از سخنآراييهاى اهل وعظ است و تحقيق نيست، و مجادلههاى دقيق را تحقيق مىدانند. چه راست گفته است شاعرى كه مىگويد:
«١٠٤» مسند احمد ج ٥ ص ٣٨٦ و ٣٨٨ و ٣٩٠ صحيح مسلم ج ٨ ص ١٧٣
«١٠٥» آل عمران / ١٣: در اين عبرتى است براى صاحبان چشم و بينش