راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٥ - نشانههاى عالمان آخرت
آنهايى تقليد مىكنيم كه پيامبر (ص) به پيروى از آنها سفارش فرموده است، و آنها منحصرا ائمّه اهل بيت معصومين (ع) مىباشند، چه آنها يكى از دو ثقل يا دو چيز گرانقدر مىباشند كه پيامبر (ص) پس از خود به جاى گذاشته است. و چگونه مىتوان از همه صحابه تقليد كرد در حالى كه مىدانيم در ميان آنها منافقانى وجود داشته است، و چنان كه پيش از اين گفتهايم نفاق اين منافقان بر خود صحابه نيز پوشيده بوده چه رسد به ديگران، و اين كه ما از ائمّه اهل بيت (ع) پيروى مىكنيم به خاطر عصمت آنهاست، و اين كه آنان دانش خود را يكى پس از ديگرى از پيامبر خدا (ص) اخذ كردهاند، بى آن كه اجتهاد به رأى كرده يا از كسى تقليد كرده باشند.
غزّالى مىگويد: سپس اگر از صاحب شرع پيروى و از اقوال و افعال او تقليد مىكند، بايد بر فهم اسرار شريعت حريص باشد، زيرا مقلّد عملى را كه انجام داده تنها بدين سبب بوده كه آن را پيامبر (ص) به جا آورده، و عمل پيامبر (ص) ناگزير داراى اسرارى است، بنابراين بايد در فهم اسرار اعمال و اقوال بسيار كوشا باشد، چه اگر تنها بر حفظ آنچه براى او گفته مىشود بسنده كند به منزله ظرفى براى علم خواهد بود، ولى عالم نيست، از اين رو گفتهاند: فلانى يكى از ظروف علم است و او را عالم نگفتهاند زيرا كار او حفظ كردن مطالب بوده نه دانستن حكم و اسرار. و كسى كه پرده غفلت از دلش برداشته شده، و به نور هدايت روشن گشته قابليّت آن را دارد كه از او پيروى و تقليد شود، و شايسته نيست از ديگرى تقليد كند از اين رو ابن عبّاس گفته است: هيچ دانشمندى نيست مگر اين كه بايد بخشى از دانش او را گرفت و بخشى از آن را ترك كرد، جز پيامبر خدا (ص) ابن عبّاس فقه را نزد زيد بن ثابت فرا گرفت، و قرائت را از ابىّ بن كعب آموخت، ليكن در هر دو علم با آنان مخالفت كرد. يكى از پيشينيان گفته است: آنچه از پيامبر خدا (ص) به ما رسيده به سر و ديده گذاشته قبول كرديم، و آنچه از صحابه به ما رسيده است بعضى را مىپذيريم و پارهاى را ردّ مىكنيم، و درباره آنچه از تابعين به ما منتقل شده است مىگوييم: آنها