راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٨ - فصل ردّ شديد مؤلّف بر غزّالى در معناى علم فقه
پرهيزگاران نيست تا آنگاه كه آنچه را در آن بيمى نيست به خاطر آنچه در آن بيم گناه است رها كند»«٣١» مانند پرهيز از گفتگو پيرامون احوال مردم از بيم اين كه مبادا به غيبت كشانيده شود، و پرهيز از خوردن غذاهاى لذيذ از ترس اين كه مبادا باعث نشاط و سرمستى او شود، و به ارتكاب گناه منجر گردد.
٤- مرتبه چهارم ورع صدّيقان است: و آن عبارت از اعراض از هر چيز غير خداست از بيم اين كه مبادا ساعتى از عمرش را صرف چيزى كند كه مايه مزيد تقرّب او در پيشگاه حقّ تعالى نباشد، هر چند او مىداند و برايش محقّق است كه او را به حرام نمىكشاند.
اين مراتب هيچ كدام مورد نظر فقيه نيست، جز مرتبه نخست كه مربوط است به ورع شاهدان و قاضيان و آنچه به عدالت آنان زيان مىرساند، و داشتن چنين عدالتى در آخرت گناه را منتفى نمىكند.
پيامبر (ص) به وابصه فرمود: «از دلت فتوا بخواه هر چند مفتيان به آن فتوا دهند.»«٣٢» فقيه درباره خطورات قلبى و چگونگى به كارگيرى آنها سخن نمىگويد، بلكه تنها نسبت به آنچه عدالت را خدشهدار مىسازد بحث مىكند.
بنابراين تمام نظرات فقيه به دنيا كه صلاح راه آخرت بسته به آن است مربوط مىشود، و اگر احيانا درباره صفات قلب و احكام آخرت سخن گويد به طور طفيلى بحث مىكند، چنان كه گاهى مطالبى از طبّ، حساب، نجوم و كلام نيز در سخنان او يافت مىگردد، همان طورى كه علم حكمت در نحو و شعر نيز وارد مىشود.
فصل: ردّ شديد مؤلّف بر غزّالى در معناى علم فقه
اگر گفته شود: شما فقه را به اين سبب با طبّ برابر كرديد كه طبّ نيز متعلّق
«٣١» سنن ترمذى و ابن ماجه چنان كه در المغنى است
«٣٢»؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟