راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٧ - فصل گفتار غزّالى كه فقه از علوم دنياست
غزّالى مىگويد: و امّا در مورد زكات، فقيه منظورش اداى چيزى است كه به وسيله آن مطالبه حاكم منقطع شود. تا آن جا كه اگر كسى از پرداخت آن امتناع كند، و حاكم بزور آن را از او بستاند به برائت ذمّه او حكم مىكنند.
نقل كردهاند ابو يوسف«٢٨» در آخر هر سال دارايى خود را به زنش مىبخشيد، و از زنش مىخواست اموالش را به او ببخشد تا زكات از آنها ساقط شود اين داستان را به ابو حنيفه گفتند، وى گفت: عمل ابو يوسف ناشى از فقه او بود، و ابو حنيفه راست گفته است، چه اين فقه دنياست، ليكن زيان آن در آخرت از هر جنايتى بزرگتر است، و اين دانش و امثال آن زيانبارند.
امّا حلال و حرام: بىگمان ورع و پرهيز از حرام جزء لوازم دين است، ليكن ورع داراى چهار مرتبه است:
١- مرتبه نخست همان است كه در عدالت شاهد، شرط است، و آن عبارت از اجتناب از محرّمات ظاهرى است، و انسان با داشتن اين مرتبه از ورع، صلاحيّت شهادت و داورى و ولايت را خواهد داشت.
٢- مرتبه دوّم آن ورع صالحان و شايستگان است، و آن عبارت از پرهيز كردن از شبهاتى است كه در برابر آنها احتمال حرام وجود دارد. پيامبر (ص) فرموده است: «آنچه تو را به شكّ مىاندازد رها، و آنچه را در آن شك ندارى اختيار كن»«٢٩» و نيز فرموده است: «گناه مايه ناآرامى دل است»«٣٠».
٣- مرتبه سوّم، ورع پرهيزگاران است، و آن عبارت از ترك حلال محض است كه بيم آن مىرود به حرام منجر شود. پيامبر (ص) فرموده است: «انسان از
«٢٨» او يعقوب بن ابراهيم بن حبيب انصارى كوفى مى باشد كه شاگرد ابوحنيفه و از پيروان او بوده گفته شده وى نخستين كسى است كه به ((قاضى القضاة)) ملقب شده است ابن خلكان درباره حالات او و داوريهاى او داستانهايى نقل كرده وى در سال ١٨٢ هجرى بدرود زندگى گفته است (الكنى والالقاب نگارش محدث قمى ) م
«٢٩» مسند احمد بن حنبل ج ١ ص ٢٠٠ به نقل از امام حسين بن على (ع ) از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
«٣٠» همان ماخذ از حديث ابن مسعود