راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢١ - باب دوّم
آنچه صوفيان گفتهاند كه واجب عينى شناخت وسوسه شيطان از الهام فرشتگان مىباشد نيز حقّ است، ليكن وجوب آن درباره كسى است كه با آن از در مخالفت در آيد، و چون هر انسانى غالبا از انگيزههاى شرّ و ريا و حسد خالى نيست بر او لازم است از بخش مهلكات اين كتاب آنچه را براى درمان نفس خويش مورد نياز مىبيند، بياموزد، و چگونه آموختن آنها واجب نباشد و حال آن كه پيامبر (ص) فرموده است: سه چيز نابود كننده است: حرصى كه دنبال شود، هواى نفسى كه پيروى گردد، و ديگر خودپسندى است«١»، و هيچ بشرى از اينها خالى نيست.
باقى آنچه از صفات نكوهيده قلب ياد خواهيم كرد مانند كبر، حسد و نظاير آنها تابع اين سه خصلت نابود كننده است، و زدودن آنها از صفحه دل واجب عينى است، و اين امر جز با شناخت حدود و اسباب بروز اين صفات و طريقه درمان آنها امكانپذير نيست، زيرا كسى كه بدى را نشناسد به آن دچار مىشود، و چون درمان هر چيز عبارت از مقابله با سبب آن است پس چگونه ممكن است زدودن اين صفات نكوهيده بدون شناخت سبب و مسبّب آنها انجام پذيرد. و آنچه در بخش مهلكات ذكر كردهايم بيشتر آنها از واجبات عينى است، و همه مردمان به سبب اشتغال به امورى بيهوده آنها را فرو گذاشتهاند.
آنچه شايسته است در تعليم مكلّف به آن مبادرت شود، چنانچه به كيش ديگرى منتقل نشده است اعتقاد به بهشت و دوزخ و حشر و نشر است، تا بدانها ايمان آورد، و تصديق كند. ايمان به آنها تتمّه شهادتين است، زيرا پس از گواهى به رسالت پيامبر (ص) بايد معناى رسالتى را كه آن حضرت مبلّغ و رساننده آن است بداند، و آن عبارت از اين است كه هر كس خداوند و پيامبرش را فرمانبردار باشد پاداش او بهشت است، و هر كه آنها را نافرمانى كند كيفر او دوزخ است.
اكنون كه تدريجا به اين مطالب آگاه شديد، درمىيابيد كه مذهب حقّ همين است كه ذكر كرديم. و برايتان محقّق مىشود كه هر بندهاى در جريان احوال خود در
«١» خصال صدوق ج ١ ص ٤٢ از حديث انس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم