راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٠ - باب دوّم
نشستن در كدام مسكن حلال است. بنابراين ترك فعل نيز بر حسب مقتضاى حال واجب مىشود، و آنچه را يقين دارد از آن جدا مىشود فرا گرفتن احكام آن بر او واجب نيست، و نسبت به چيزهايى كه با آنها ملازم و همراه مىباشد واجب است از احكام آنها او را آگاه ساخت، چنان كه اگر پس از مسلمانى حرير بپوشد، يا در مكان غصبى نشيند، يا به نامحرم نظر كند، واجب است حرمت اينها را به او گوشزد كرد و در مورد چيزهايى كه ملازم با آنها نيست ليكن در معرض آن است كه بزودى به آنها دچار شود، مانند خوردن كه واجب است احكام آن را به او ياد داد، تا اگر در شهرى باشد كه نوشيدن شراب و خوردن گوشت خوك در آن رواج دارد، از حرمت آنچه حرام است آگاه باشد، تا از نوشيدن و خوردن آنها بپرهيزد، و هر چه ياد دادن احكام آن واجب است فرا گرفتن آن نيز واجب مىباشد.
امّا اعتقادات و اعمال دل، علم آنها بر حسب آنچه به دل خطور مىكند واجب مىشود، اگر در آنچه معانى شهادتين بر آنها دلالت دارد شكّ كند، بر او واجب است چيزى را كه مايه زدودن شكّ او مىشود فرا گيرد. و اگر شكّى به او دست ندهد، و پيش از آن كه صفات ثبوتيّه و سلبيه خداوند را به تفصيل فرا گيرد بميرد، به اجماع مسلمانان مسلمان مرده است، ليكن خطوراتى كه مبناى اعتقادات است برخى بر حسب طبع، و پارهاى از طريق شنيدن از اهل شهر حاصل مىشود، بنابراين اگر انسان در شهرى باشد كه علم كلام در آن رايج و بدعتها بر زبان مردم جارى است سزاوار است از بيم اين كه مبادا باطل در قلب او سبقت گيرد، از همان آغاز بلوغ، با تلقين حقّ او را از آفتها و بدعتها مصون دارند، چه اگر باطل به او راه يابد واجب است آن را از دل او زدود، و بسا زدودن آن از دل او بس دشوار باشد، چنان كه اگر اين مسلمان بازرگان بوده، و در شهرى كه او در آن ساكن است ربا رواج داشته باشد، بر او واجب است چگونگى اجتناب از ربا را ياد گيرد، و اين علمى است كه واجب عينى به شمار مىآيد، و معنايش دانستن كيفيّت عمل واجب است پس هر كس دانست چگونه بايد عمل واجب را به جا آورد، و وقت وجوب آن را بداند، او علمى را كه واجب عينى است دانسته است.