راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤ - پيشگفتار
حتّى از درجه صحابه و تابعين و گروهى از صوفيان پايينتر شمرده بپرسيم آيا پيامبر (ص) يعنى همان پيامبر بزرگ و گرانقدر چنين بوده كه او گفته است؟
اگر اين طور است كه او مىگويد ديگر چگونه مىتوان گفت او برترين آفريدگان است و خداوند او را از ميان آفريدگانش انتخاب و برگزيده است، و او مىداند چه آفريده است. ما از نوشتن گفتار ناهنجار و ناانديشيده به خدا پناه مىبريم.
ما در اين جا چارهاى نداريم جز اين كه عين آنچه را علّامه امينى در كتاب الغدير ج ١١ ص ١٦٣ تا ١٦٦ ذكر كرده است نقل كنيم، او مىگويد:
ابن جوزى در كتاب خود المنتظم، ج ٩ ص ١٦٩ گفته است: غزّالى تصنيف كتابش الاحياء را در بيت المقدس آغاز كرد و در دمشق به پايان رسانيد. وى اين كتاب را بر اساس مذهب صوفيّه نوشته، و قوانين فقه را رها كرده است، في المثل درباره محو جاه و مقام و مجاهده با نفس گفته است:
مردى در صدد بر آمد مقام خود را از نظرها محو كند. از اين رو داخل حمّام شد، به هنگام بيرون آمدن لباس ديگرى را در زير و لباس خود را بر بالاى آن پوشيد. سپس همين كه از حمّام بيرون آمد مردم او را دستگير كرده لباسها را از او گرفتند و او را دزد حمّام ناميدند. بىشكّ ذكر امثال اين داستانها به منظور آموزش مريدان بسيار زشت است، زيرا فقه حكم مىكند كه هر گاه حمّام نگهبان داشته باشد، و در آن حال دزد اقدام به دزدى كند بايد دست او را بريد، علاوه بر اين براى مسلمانان جايز نيست دست به كارى زند كه به سبب آن مردم نسبت به او مرتكب گناه شوند.
و نيز غزّالى نقل كرده است كه مردى مقدارى گوشت خريد و چون ديد شرم دارد از اين كه خودش آن را به منزل ببرد گوشت را به گردنش آويزان كرد و روان شد.
اين عملى بسيار زشت است و امثال اين داستانها در كتاب او فراوان است كه گفتن آنها در اين جا مناسب نيست، من غلطهاى احياء را در