راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٣ - فصل دلايل وجوب عصمت امام
ساخت«٥٤»، و نامه فاطمه (ع) را پاره كرد«٥٥»، و خلافت را ميان شش تن شورا قرار داد تا يكى را براى اين كار انتخاب كنند، و گواهى داد كه اينها از اهل بهشتند، و پيامبر (ص) به هنگام مرگ از آنها خشنود بوده است، امّا در همين حال دستور داد كه اگر با يكى از آنها كه انتخاب مىشود بيعت نكنند همه را گردن زنند«٥٦». عمر در دين بدعتهاى ديگر را نيز به وجود آورد.
امّا عثمان كسانى را حكمران و زمامدار مردم كرد كه بيدينى و فسق آنان آشكار بود. و در نتيجه اينان حوادثى را كه در امور مسلمانان پديد آمد به وجود آوردند، و نيز وى طلقا و رانده شدگان پيامبر خدا (ص) را به مدينه بازگردانيد، و به كسان و خويشان خود اموال زيادى را كه به همه مسلمانان تعلّق داشت اختصاص داد«٥٧»، و نيز ابن مسعود را كه از اصحاب پيامبر خدا (ص) بود آن قدر زد تا مرد«٥٨»، و قرآن او را سوزانيد«٥٩»، و عمّار ياسر را زير كتك گرفت تا دچار فتق شد«٦٠»، ابو ذرّ را تازيانه زد و به ربذه تبعيد كرد«٦١»، حدّ را از وليد كه از نزديكانش بود«٦٢»، و قصاص را از ابن عمر ساقط كرد«٦٣»، و سرانجام صحابه دست از يارى او برداشتند تا كشته شد، و امير مؤمنان (ع) او را نفرين فرمود«٦٤»، و جنازهاش تا سه روز به خاك سپرده نشد.
اين اعمال و كارهاى زشت ديگرى كه اين سه تن انجام دادند موجب حصول
«٥٤» كافى ج ٨ ص ٦١ و ٦٣ الاستغاثه ص ٤٠ الدرالمنثور ج ٣ ص ١٨٥
«٥٥» الختصاص مفيد ص ١٨٥ دذژخ حدژخژ
«٥٦» الامامه والسياسه قصه الشورى ص ٢٣ شرح البلاغه ابن ابى الحديد ج ٣ ص ١٦٩صواعق ص ١٠٢
«٥٧» تاريخ الخلفاء سيوط ى ص ١٥٧
«٥٨» الغدير ج ٩ ص ١٤٣
«٥٩» شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٢٣٦ الاستغاثه ص ٦١
«٦٠» الانساب بلاذرى ج ٥ ص ٤٨ مروج الذهب ج ٢ ص ٣٥١
«٦١» مروج الذهب ج ٢ ص ٣٤٨ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٢٤٠
«٦٢» الانساب بلاذرى ج ٥ ص ٣٣
«٦٣» الشافى سيد مرتضى ص ٢٨١ شرح البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٢٤٢
«٦٤» روضه كافى ص ٦٧