راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٥٨ - نشانههاى عالمان آخرت
حقير و قدر و منزلت دانش از ديدگاه آنها بزرگ بود، چه آنها فكر مىكردند كه اگر علم ارزشمند و گرانبها نبود دانشمندان آن را اختيار نكرده بر دنيا ترجيح نمىدادند، و اگر دنيا حقير و پست نبود آن را رها نساخته و از آن اعراض نمىكردند، و چون عالمان روزگار ما نزد پادشاهان و اهل دنيا مىروند، و دانش خود را در اختيار آنها مىگذارند تا از دنياى آنها چيزى به دست آورند. لذا دنيا در چشم آنان بزرگ و علم در نزد آنها كوچك گرديده است.
يكى از عالمان«٧٠» ما گفته است: «بدان آنچه در اين باره نكوهيده شمرده شده مطلق پيروى از حاكم به هر صورتى كه اتّفاق افتد نيست، بلكه مورد نكوهش اين است كه عالم به منظور اين كه حاكم زمينهساز اهداف او باشد، و وسيله بالا رفتن شوؤن او در جامعه و برترى وى بر اقران، و افزايش آبرو و مقدار او گردد از او پيروى كند، و دنيادوستى و رياستطلبى و امثال اينها انگيزه او باشد امّا اگر پيروى او از حاكم بدين منظور است كه وى را وسيله اقامه نظام نوع، اعتلاى كلمه دين، ترويج حقّ، ريشهكن ساختن اهل بدعت، امر به معروف و نهى از منكر و مانند اينها قرار دهد، بىشك اين پيروى نه تنها جايز است بلكه از بهترين اعمال شمرده شده است، و به همين طريق بايد ميان رواياتى كه مبتنى بر نكوهش متابعت از حاكم است و احاديثى كه در اين مورد رخصت داده است جمع كرد.
گروهى از بزرگان اصحاب ائمّه (ع) در ورود به دستگاه خلفا و سلاطين از همين رخصت استفاده كردهاند مانند علىّ بن يقطين، عبد الله نجاشى، ابو القاسم بن روح كه يكى از نوّاب چهار گانه است، محمّد بن اسماعيل بن بزيع، نوح بن درّاج و جز اينها، و از فقيهان مانند دو سيّد بزرگ مرتضى و رضىّ و پدر آنها، خواجه نصير الدّين طوسى، علّامه بحر العلوم جمال الدّين بن مطهّر و جز اينان.
«٧٠» مقصود شهيد دوم است كه آن را در ((منيه المريد)) ذكر كرده است ص ٢١ چاپ ملحق به روض الجنان