راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٧ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
خداوند متعال فرموده است: وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا به فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ«١٥» و شاعر گفته است:
و من يك ذافم مر مريض *** يجد مرا به الماء الزلالا«١٦»
علوم بر حسب درجات آنها يابنده را به سوى خدا سوق مىدهند، و يا به نوعى او را در سلوك راه حقّ يارى مىكنند. علوم در طريق قرب و بعد از مقصود منزلگاههايى دارند، و نگهبانان آنها مانند نگهبانهاى رباطها و مرزها از آن منزلگاهها پاسدارى مىكنند، و هر يك از اين نگهبانان داراى درجهاى است كه اگر هدفش خشنودى خداوند متعال باشد بر حسب آن در آخرت مأجور خواهد بود.
٦- دانشجو نبايد يك باره دستهاى از علوم را براى تحصيل اتّخاذ كند،
بلكه بايد آنچه را كه فرا گرفتن و به ثمر رسيدن آن نزديكتر است مقصد خود قرار دهد، زيرا عمر آدمى غالبا براى يادگيرى همه دانشها كافى نيست، و دورانديشى اقتضا مىكند كه از هر چيزى خوبتر آن را اخذ، و بر شمّهاى از آن بسنده كند، و همه نيروى خود را در كامل گردانيدن علمى به كار برد كه شريفترين دانشهاست، و آن علم آخرت مىباشد، كه شامل دو بخش معامله و مكاشفه است. مقصد در علم معامله مكاشفه است، و هدف دانش مكاشفه شناخت بارى تعالى است. مقصود من از معرفت و شناخت، اعتقادى نيست كه مردم عوام آن را از طريق وراثت و يا از دهنهاى مردم فرا مىگيرند، و يا چنان كه هدف متكلّمان است از راه نگارش كلام و مجادله براى تحكيم معتقدات خود در برابر مخالفان به دست آمده باشد، بلكه مراد من نوع يقينى است كه ثمرهاش نور مىباشد و خداوند آن را بر دل بندهاى مىاندازد، كه درونش را به وسيله مجاهده از پليديها پاكيزه ساخته است. به طور خلاصه شريفترين علوم هدفش شناخت بارى تعالى است و آن دريايى است كه به قعر آن نتوان رسيد، بالاترين درجات بشر
«١٥» احقاف / ١١: و چون خودشان به وسيله آن هدايت نشدند مى گويند اين يك دروغ كهن است
«١٦» كسى كه داراى دهنى تلخ و بيمار است آب زلال را به دهنش تلخ مى يابد