راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٨ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
درجه پيامبران است كه درود خدا بر آنها باد، سپس مرتبه اوليا و پس از آن كسانى است كه به آنها نزديكند. نقل شده كه صورت دو حكيم الهى را در مسجد ديدند كه در دست هر يك رقعهاى بود كه در يكى نوشته شده بود: «اگر همه چيزها را بدانى گمان مبر كه چيزى مىدانى مگر آنگاه كه خدا را بشناسى و بدانى كه او مسبّب اسباب و پديدآورنده اشياست.» و در رقعه ديگرى آمده بود:
«من پيش از آن كه خدا را بشناسم مىآشاميدم و تشنه مىشدم، و چون خدا را شناختم بىآن كه بياشامم سيراب شدم.»
٧- دانشجو بايد عواملى را كه به وسيله آنها به ارزش هر علم پى مىبرد، بشناسد،
و مقصود از اين عوامل دو چيز است يكى ثمرات علم، و ديگرى استحكام و قوّت ادلّه آن، مانند علم دين و دانش پزشكى، چه ثمره علم دين زندگى جاودانى، و فايده دانش پزشكى زندگى ناپايدار دنياست. از اين رو علم دين شريفتر از دانش پزشكى است، و نيز مانند علم حساب و دانش طبّ كه دانش حساب اشرف است زيرا ادلّه آن قوىتر و مطمئنتر مىباشد. و اگر علم حساب با دانش پزشكى مقايسه شود به اعتبار ثمرات علم طبّ اين دانش از علم حساب با ارزشتر و از نظر قوّت ادلّه دانش حساب از پزشكى برتر است، ليكن چون فايده و ثمره علم اولويّت دارد علم پزشكى با اين كه بيشتر آن بر اساس حدس و تخمين است بر دانش حساب داراى تفوّق و برترى است. با اين ترتيب روشن مىشود كه برترين دانشها دانش خداشناسى و شناخت فرشتگان و كتابها و پيامبران او و دانستن طريقى است كه انسان را به سرمنزل اين علم و معرفت برساند. بنابراين بايد بپرهيزى از اين كه تو را جز در اين علم رغبت و يا حرص باشد.
٨- دانشجو بايد هدفش پيراستن باطن و آراستن آن به فضايل، و در نهايت تقرّب به حقّ تعالى و مجاورت ملأ اعلا يعنى فرشتگان و مقرّبان باشد،
و مقصودش رياستطلبى و مالاندوزى و مجادله با نابخردان و باليدن بر همگنان نباشد، و اگر نيّت او اين است ناچار آنچه را كه به مقصودش نزديكتر است اختيار مىكند، و آن علم آخرت است. با اين حال نبايد به ديگر علوم يعنى علم