راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٧ - فصل دلايل وجوب عصمت امام
افتراگويان بر من زياد شدهاند هر كس عمدا بر من دروغ بندد جايگاه خود را در آتش بداند»، امّا پس از او بر او افترا بستند. سپس امير مؤمنان (ع) بعد از سخنانى چند فرمود: «بعد از رسول خدا (ص) اين وضع ادامه يافت به طورى كه با جعل دروغ و افترا و بهتان، به پيشوايان راه ضلالت و دعوت كنندگان به سوى آتش تقرّب مىجويند، تا به آنها پست و مقام دهند، و آنها را بر پشت مردم سوار كنند، و به وسيله آنها از نعيم دنيا بهرهمند شوند. براستى مردم همواره خواهان دنيا و سران و پادشاهانند جز كسى كه خداوند او را از اين كار مصون داشته است.»
گروهى از سنّيان«٦٩» روايت كردهاند كه معاويه به كسانى از صحابه كه مورد وثوق و اعتماد مردم بودند اموال كلان مىداد تا در فضيلت خلفاى سه گانه يا مذمّت امير مؤمنان (ع) حديث جعل كنند، و آنها را در حضور مردم بر بالاى منبر از پيامبر خدا (ص) روايت كنند، و يا آنچه را در فضيلت على (ع) وارد شده است از فضايل آنها به شمار آورند. ابن ابى الحديد حنفى معتزلى در شرح خود بر نهج البلاغه از ابى جعفر اسكافى روايت مىكند«٧٠» كه معاويه صد هزار درهم به سمرة بن جندب داد تا روايت كند كه آيه: وَ من النَّاسِ من يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ في الْحَياةِ الدُّنْيا«٧١» در شأن على (ع) و آيه: وَ من النَّاسِ من يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله«٧٢» درباره ابن ملجم نازل شده است، ليكن او صد هزار درهم را نپذيرفت، معاويه به او دويست هزار درهم داد، نيز نپذيرفت، سرانجام به او سيصد هزار درهم داد، و او آنها را قبول كرد.
كشّى به سند معتبر«٧٣» از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرموده است: «پس
«٦٩» شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ١ ص ٣٦١
«٧٠» همان ماخذ ج ١ ص ٣٦١
«٧١» بقره / ٢٠٤: و بعضى از مردم كسانى هستند كه گفتار آنها در زندگى دنيا مايه اعجاب تومى شود
«٧٢» بقره / ٢٠٧: بعضى از مردم (همچون على (ع ) در ليله المبيت به هنگام خفتن در جايگاه پيامبرصلى الله عليه و آله و سلم جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند
«٧٣» رجال كشى ص ٨