راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٢ - علّت نكوهيدگى دانشهاى ناپسند
است استشهاد مىكنند. اين نوع گفتار در ميان عوام زيان بزرگ به بار آورده است، تا آن جا كه گروهى از برزگران با شنيدن اين سخنان كار كشاورزى خود را رها كرده به اظهار اين گونه ادّعاها پرداختهاند، زيرا طبع از اين سخنان كه موجب بيكارگى و ادّعاى درك مقامات و احوال است لذّت مىبرد از اين رو نادانهاى سبك مغز از اظهار چنين ادّعاهايى براى خود، و بافتن اين قبيل ژاژخاييهاى جنونآميز و فريبنده ناتوان نيستند، و هر گاه گفتار آنها مورد ردّ و انكار قرار گيرد، از اين دريغ ندارند كه بگويند: منشاء اين ردّ و انكار علم و جدل است، چه علم حجاب، و جدل كار نفس بدكيش است، و گفتار او جز از طريق باطن و مكاشفه نور حقّ روشن و دانسته نمىشود. اين ياوهسراييها از جمله چيزهايى است كه در برخى از شهرها شرارههاى آن سخت افروخته و پراكنده شده، و زيانهاى آن بزرگ و گسترده گشته است. بىشكّ هر كس چنين ياوههايى بگويد، در دين خدا كشتن او از زنده كردن ده كس بهتر باشد. امّا آنچه از بايزيد بسطامى نقل مىكنند درست نيست، و اگر چنين گفتارى از او شنيده شده، ممكن است آنها را از قول حقّ تعالى ضمن سخنانى كه او آنها را با خود تكرار مىكرده است حكايت كرده باشد، چنان كه اگر از او شنيده شده كه مىگفته است: «اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدني» نبايد آن را جز بر سبيل حكايت قول حقّ تعالى دانست.
نوع ديگر شطح، سخنان نامفهومى است كه ظواهر آنها دلپذير و الفاظش بسيار، ليكن تهى از فايده و معناست. اين گونه شطحيّات يا براى گوينده آنها هم خالى از مفهوم است، و آنها را به سبب اختلال عقل و پريشانى فكر كه ناشى از نقصان آگاهى او به سخنى است كه شنيده است بيان مىكند، و بيشتر اين ياوهگويان از اين گونهاند، و يا اين كلمات براى گوينده مفهوم است، ليكن به علّت كمى دانش و نياموختن طريقه بيان معانى با الفاظ شيوا، قادر نيست آنها را تفهيم و با عباراتى كه بيانگر ضمير او باشد ايراد كند اين نوع گفتار داراى هيچ سودى نيست، جز اين كه دلها را آشفته و افكار را پريشان و اذهان را حيران