راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٣ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
پيامبر (ص) فرموده است: «چاپلوسى خوى مؤمنان نيست جز براى طلب علم.»«٨» بنابراين دانشجو نبايد نسبت به معلّم تكبّر ورزد، از جمله موارد تكبّر دانشجو بر معلّم اين است كه تنها از كسانى كه منظور نظر مردم و مشهورند استفاده كند، و اين عين حماقت است، چه علم وسيله رستگارى و سعادت مىباشد، و كسى كه از درّندهاى كه قصد دريدنش را دارد گريزگاهى مىطلبد براى او تفاوت ندارد كه شخصى نامور و مشهور او را به اين مقصد راهنمايى كند يا شخصى ناشناخته و گمنام، و بىترديد درّندگى ددان دوزخ نسبت به خدانشناسان، سختتر از شرارت و درّندهخويى هر درّندهاى است. بنابراين حكمت گمشده مؤمن است، هر جا آن را بيابد غنيمت مىشمرد، و منّت كسى را كه در اين مقصود راهنمايش باشد به گردن مىگيرد، و آن كس هر كه باشد از اين رو گفته شده است:
العلم حرب للفتى المتعالى *** كالسيل حرب للمكان العالى«٩»
بىشكّ علم جز از راه فروتنى و گوش فرا دادن به دست نمىآيد، خداوند متعال فرموده است: إِنَّ في ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ«١٠» معناى صاحبدل بودن اين است كه انسان شايستگى فهم علم را داشته باشد، و قدرت و قابليّت فهم زمانى سودمند است كه با حضور قلب گوش فرا دهد و مطلبى را كه به او گفته مىشود با فروتنى و سپاس و خوشحالى استقبال كند، و بخوبى بشنود، و آن را منّتى بر خود از سوى خداوند بداند. دانشجو نسبت به معلّم خود بايد همچون زمين نرم باشد كه چون باران بسيار بر آن ببارد همه اجزاى آن سيراب مىگردد، و با فروتنى و تسليم همه آنچه را بر او فرو ريخته
«٨» بحار به نقل از عده الداعى باب حق العالم ج ١ شعب الايمان بيهقى به سند ضعيف ازمعاذ الجامع الصغير و در آن آمده است ((چاپلوسى و حسد از اخلاق مومن نيست جز در طلب علم )) از اين رو براى مومن سزاوار است كه در طلب دانش غبطه ورزد و چاپلوسى كند و اين به معناى كثرت دوستى و رفاقت با معلم است تا حقايق را از او فرا گيرد يا معلم در تعليم خودخلوص ورزد
«٩» دانش براى جوانمرد بلند همت پيكار است همچون سيل كه براى امكان مرتفع پيكار است
«١٠» ق / ٣٧: در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد يا گوش فرا دهد و حضور يابد