راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٥ - نشانههاى عالمان آخرت
اندكند، چه بسيارند، اندرزجويان از حديث كه نسبت به قرآن خيانتكارند، عالمان در غم ترك عمل و نادانها در اندوه حفظ الفاظند، يكى دنبال حفظ حيات، و ديگرى در پى هلاكت خويش است، و اين جاست كه دو رعايت كننده از هم جدا و دو دسته از هم متمايز مىشوند.»«٤٩»
و نيز به سند خود از آن حضرت درباره قول خداوند متعال: إِنَّما يَخْشَى الله من عِبادِهِ الْعُلَماءُ نقل كرده كه فرموده است: «مراد عالمى است كه كردارش، گفتارش را تصديق كند، و كسى كه كردارش مصدّق گفتارش نباشد عالم نيست.»«٥٠»
در روايت ديگرى است: «و هر كس كردارش با گفتارش وفق نداشته باشد ايمانش عاريه و لرزان است.»
در مصباح الشّريعه از آن حضرت نقل شده«٥١» كه فرموده است: «براستى عالم كسى است كه اعمال شايسته و اذكار پاكيزه و صداقت و پرهيزگاريش معرّف او باشد، نه زبان و گردنفرازى و ادّعايش، در غير اين زمان كسانى به طلب علم اقدام مىكردند كه از خرد، پارسايى، حكمت، شرم و ترس از خدا برخوردار بودند، و در اين روزگار نشانى از اين چيزها در طالبان علم نمىبينيم.
عالم به عقل، مدارا، محبّت، خلوص، بردبارى، شكيبايى، گشاددستى نياز دارد، و دانشجو به شوق، اراده، فراغت، پارسايى، خشيت، حفظ و دورانديشى محتاج است.»
نيز از آن حضرت روايت شده كه فرموده است: «خداوند به داوود (ع) وحى كرد عالمى كه به علمش عمل نمىكند كمترين كار من با او سختتر از هفتاد مجازات باطنى است، و آن اين كه شيرينى ياد خود را از دلش بيرون مىبرم.»
غزّالى مىگويد:
٣- عالم بايد همّتش را به تحصيل علمى متوجّه كند كه در آخرت سودمند باشد،
و بر رغبت او در طاعت بيفزايد، از كسب علومى كه سود آنها اندك، و
«٤٩» كافى ج ١ ص ٤٩ به شماره ٦
«٥٠» همان ماخذ ص ٣٦ به شماره ٢ روايت بعدى ص ٤٥ به شماره ٥
«٥١» باب ٦٢ ص ٤١