راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٧ - نشانههاى عالمان آخرت
مسأله دوّم چيست؟ پاسخ داد: در گفتار خداوند عزّ و جل نظر كردم كه فرموده است: وَ أَمَّا من خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى«٥٣» دانستم كه سخن خداوند سبحان حقّ است، از اين رو در دفع هوسها كوشيدم تا نفسم بر طاعت حق تعالى رام شد.
سوّم- به اين مردم نگريستم ديدم هر كس داراى چيزى است كه از ديدگاه او قيمتى و ارزشمند است، و آن را برداشته و حفظ مىكند، سپس به گفتار خداوند متعال نظر كردم كه فرموده است: ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ الله باقٍ«٥٤»، پس هر گاه چيزى مرا به دست آيد كه داراى قيمت و ارزشى باشد آن را نزد خداوند مىفرستم تا براى من نزد او باقى بماند.
چهارم- به اين مردم نگريستم ديدم هر يك از آنها خود را به مال و شرف و حسب و نسب منتسب مىكند من در اين امر انديشيدم، ديدم اينها چيزى نيست، سپس در سخن حقّ تعالى نظر كردم كه فرموده است: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ«٥٥»، لذا در طريق تقوا كار كردم تا نزد خداوند گرامى باشم.
پنجم- به اين مردم نگريستم، ديدم گروهى از گروه ديگر به بدى ياد مىكند و دستهاى دسته ديگر را لعن مىكند، دانستم ريشه همه اين نارواييها حسد است، پس از آن به گفتار حقّ تعالى رجوع كردم كه فرموده است: نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ في الْحَياةِ الدُّنْيا«٥٦»، از اين رو حسد را ترك كردم و از مردم دورى گزيدم، و يقين كردم كه روزى از سوى خداوند تقسيم شده است، و دشمنى با مردم را از خود دور ساختم.
ششم- به اين مردم نگريستم ديدم برخى بر برخى ديگر ستم و دستهاى با
«٥٣» نازعات / ٤٠: و اما كسى كه از مقام پروردگارش ترسان بوده و نفس را از هوسها بازداشته بهشت جايگاه اوست
«٥٤» نحل / ٩٦: آنچه نزد شماست فانى مى شود و آنچه نزد خداست باقى مى ماند
«٥٥» حجرات / ١٣: همانا گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست
«٥٦» زخرف / ٣٢: ما معيشت آنها را در زندگى دنيا ميان آنان تقسيم كرديم