روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
كفر،و به قتل مؤمنان،قتل مشركان،و به زنا،عفّت و احصان.
بعضى دگر گفتند،معنى آن است كه:سيئاتى كه در اسلام كرده باشند به حسنات بدل كنند.
ابو هريره روايت كرد كه:رسول-عليه السّلام-گفت فرداى قيامت جماعتى گناهكاران تمنّا[١٣٧-ر]كنند كه كاشك تا سيئات بيشتر كرده بودندى!گفتند:
يا رسول اللّه!ايشان كه باشند؟گفت:آنان كه سيّئات ايشان به حسنات بدل كنند.
و ابو ذر [١]روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:فرداى قيامت بندهاى را در عرصۀ قيامت آرند و صحيفۀ او به دست او دهند،و در آن صحيفه گناهان صغيره باشد،او مىخواند و آنكس [٢]مىترسد.چون فروخواند و كباير نبيند،گويد:مرا گناههايى [٣]است كه نمىبينم اين جا.گويند او را:خداى به حسنات بدل كرد آن را.گفت:رسول اين حديث مىكرد و به خرّمى مىخنديد چنان كه دندانهاى او مىديدند مردمان.
عبد الرّحمن بن جبير گفت،مردى به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه!چه گويى مردى را كه هيچ گناه رها نكند و الّا ارتكاب كند،و مع ذلك هيچ حاجتى و داجتى رها نكند و الّا قطع كند،او را توبهاى باشد؟گفت:اين مرد مسلمان باشد؟ گفت:بلى،اين مرد گويندۀ شهادتين باشد و مؤمن بود،و خيرات كند.رسول گفت:
خداى تعالى گناهان او بدل كند به حسنات و خيرات.مرد شادمانه شد و گفت:اللّه اكبر اللّه اكبر،و تا آفتاب فروشدن [٤]تكبير مىكرد.
و در تفسير غريب الحديث آمد كه:«حاجّت»آن بود كه بر حاجيان ره زند چون مىشوند،و«داجّت»آن بود كه ره زند بر ايشان چون [٥]بازگردند،و تأويل اين اخبار آن باشد كه:خداى تعالى گناه ايشان ببخشد و عفو كند ايشان را و بيامرزد.
حسنات را معنى تفضّل باشد،يعنى بمانند آن منافع،كه ثواب بودى اگر
[١] .مش:أبو ذر غفارى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مىخواند و از كبيره.
[٣] .آط،آب،آز،مش:گناهانى،لب:گناهان،آج،آل:گناهى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:آفتاب فروشد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+مىآيند و.