روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
مستحق بودى،خداى تفضّل كرد [١].
و در خبر است كه:روزى [٢]سايلى آمد و از رسول چيزى خواست.رسول -عليه السّلام-گفت:بنشين تا خداى چيزى بدهد.در حال مردى در آمد و كيسهاى پيش رسول بنهاد و گفت:يا رسول اللّه!اين چهارصد درم است،برگير و به مستحقّ ده.رسول-عليه السّلام-گفت:يا سايل!برگير كه اين چهارصد دينار است.مرد گفت:يا رسول اللّه!دينار نيست،درم است.رسول دگرباره گفت:برگير كه چهارصد دينار است.مرد گفت:يا رسول اللّه!اين درم است زر نيست.رسول خشم گرفت و گفت:
لا تكذّبني فانّ اللّه يصدقني [٣]،مرا به دروغزن مىكنى [٤]؟كه خداى راستيگر [٥]كرده است.آنگه سر كيسه بگشاد و بريخت چهارصد دينار بود،مرد عجب بماند و گفت:يا رسول اللّه!به خداى كه تو را به [٦]خلقان فرستاد كه من درم در اين كيسه كردم!گفت:راست مىگويى،و لكن چون بر زبان من چهارصد دينار برفت، حقتعالى درم در كيسه زر گردانيد،اين جا اشارتى است و تو را در آن اشارت بشارتى است،و آن آن است كه:اگر خداى تعالى به موافقت گفتار رسول درم در كيسه زر گردانيد،چه عجب [٧]براى موافقت گفتار خود كه گفت: فَأُوْلٰئِكَ يُبَدِّلُ اللّٰهُ سَيِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ ،سيّئات تو در صحيفه حسنات گرداند بدان تأويل كه گفتيم [٨].
وَ كٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً ،و خداى تعالى هميشه غفور و رحيم است [٩].
وَ مَنْ تٰابَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللّٰهِ مَتٰاباً ،و هركه او توبه كند و عمل صالح كند،او با خداى تعالى رجوع كرده باشد و با او گريخته،يعنى توبه و بازگشت او با خداى است[نه با جز خداى.و گفتند:معنى آن است كه متاب و مرجع او با خداست] [١٠]تا به جزا و ثواب او برسد.و«متاب»،و«مرجع»،مصدر است.
وَ الَّذِينَ لاٰ يَشْهَدُونَ الزُّورَ ،و آنان كه حاضر نيايند [١١]به زور.
[١] .همۀ نسخه بدلها:كند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:يك روز.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:صدّقنى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:دروغزن مكن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:خداى مرا راستگوى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+حق.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:بر اين تأويل كه گفتم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بوده است.
[١٠] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١١] .آج،لب،آل:باشند.