روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧ - ترجمه
شويم و گوشت از ما بشود و استخوانهاى ما در خاك پوسيده شود چون خاك، إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ ،ما را بر خواهند انگيختن و زنده كردن؟و اين بر سبيل استبعاد گفتند ازآنكه نديده بودند كه مردهاى را كه زنده شود،و انديشه نكردند كه خداى تعالى قادر است بر اختراع اجسام[٧٧-پ]كه ايشان را بيافريند لا عن اصل،قادر باشد بر اعادت آنكه،اعادت از روى قياس آسانتر بود از ابتدا.
آنگه گفتند: لَقَدْ وُعِدْنٰا نَحْنُ وَ آبٰاؤُنٰا ،وعده دادند ما را و پدر[ان] [١]ما را اين وعدۀ بعث و نشور. مِنْ قَبْلُ ،پيش از اين.آنگه چون واقف نشدند بر حقيقت آن، گفتند: إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ،اين نيست الّا فسانۀ پيشينگان،يعنى اين وعدۀ بعث و نشور فسانهاى است.
اى محمّد!تو ايشان را بر سبيل احتجاج و تنبيه بگو: لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهٰا ، اين زمين كه راست با هرچه در زمين است،اگر شما دانى؟ ايشان بگويند:به هر حال كه خداى راست،و نتوانند تا اين را منكر شوند،تو عند آن به جواب ايشان بگو كه: أَ فَلاٰ تَذَكَّرُونَ ،پس شما انديشه نكنى كه آنكس كه قادر باشد كه در [٢]زمين با هرچه در زمين است [٣]بيافريند،قادر باشد بر آنكه احياى موتى كند و اعادت كند مردگان را پس ازآنكه خاك شده باشند.
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ،آنگه[گفت] [٤]،بگو كه ايشان را كه:خداوند آسمانهاى هفت كيست،و خداوند عرش بزرگ [٥]؟ سَيَقُولُونَ ،تا ايشان بگويند: لِلّٰهِ ،خداى راست.قرائت عامّۀ قرّاء،للّه است به خلاف ظاهر و آنچه از پس اين است همچنين للّه خواندند.و ابو عمرو و اهل بصره «اللّه»خواندند هر دو جاى [٦]،وجه قرائت ايشان ظاهر است براى آنكه جواب مطابق سؤال است،ازآنكه نه در سؤال«لام» [٧]است نه در جواب،و در اوّل خلاف
[٤] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .آج،لب،آل:هرچه در اوست.
[٥] .آج،لب+تا.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٧] .اساس:سلام،به قياس با نسخۀ آط و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.