روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٥ - ترجمه
ميان خرج و خراج؟گفت:خراج آن بود كه بر تو واجب باشد اخراج آن از مال،و خرج آن باشد كه تبرّع كنى به اخراج آن. فَخَرٰاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ ،اى خيره و ثوابه و رزقه،آن خير و روزى كه خداى مرا مىدهد [١]،و ثواب كه وعده مىدهد آنجا،آن بهتر است.
وَ هُوَ خَيْرُ الرّٰازِقِينَ ،و او بهترين روزىدهندگان است.
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ ،و تو ايشان را با راه راست مىخوانى،و اين دليل اسلام است.
وَ إِنَّ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ،و آنان كه به قيامت ايمان ندارند از اين صراط [كه] [٢]ره دين حق است بر مىگردند.و«ناكب»،عادل باشد،يقال:نكب عن الحقّ اذا عدل عنه و مال،منه الرّيح النّكباء،از اين جا گويند نكباء آن باد را كه نه شمال باشد و نه جنوب نه صبا نه دبور،و گفتند:به صراط راه بهشت خواست،يعنى به بهشت ره نبرند.
وَ لَوْ رَحِمْنٰاهُمْ ،اگر ما بر ايشان رحمت كنيم،و كشف اين بلا و آفت كنيم كه با ايشان است،از قحط و وبا برداريم، لَلَجُّوا فِي طُغْيٰانِهِمْ يَعْمَهُونَ ،ايشان لجاج برند و سر در گمراهى و جهالت و تعدّى نهند.و بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه اگر ما عذاب دوزخ از ايشان كشف كنيم و ايشان را با دنيا آريم،بر سر كفر و ضلالت شوند،چنان كه گفت:... وَ لَوْ رُدُّوا لَعٰادُوا لِمٰا نُهُوا عَنْهُ [٣].
وَ لَقَدْ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ ،ما ايشان را به عذاب بگرفتيم. فَمَا اسْتَكٰانُوا لِرَبِّهِمْ ،خاشع نشدند خداى را و تضرّع و لابه نكردند.و گفتند:مراد به عذاب قحط است و وبا.و آنكه گفت:«استكانت»،طلب سكون باشد كه گمان برد كه [٤]«سين»طلب است كه در استفعل باشد خطا كرد،براى آنكه استكان [٥]افتعل باشد من السّكون،و استفعل،و استسكن باشد،و بناى افتعال به معنى طلب نيامده است.
[١] .همۀ نسخه بدلها+آنجا.
[٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٢٨.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+اين.
[٥] .همۀ نسخه بدلها تا پايان سطر بعدى چنين است:استفعل من الكون،و استفعل و فعل به يك معنى باشد اين جا، كانّه قال:كان لله لا لغيره فخضع له غاية الخضوع،و شايد كه سين طلب باشد،اى طلب و رغب ان يكون للّه، و المعنى واحد.و استفعل از سكون استسكن باشد.