روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣ - ترجمه
و كسر«جيم»من الاهجار،و هو الافحاش،يقال:اهجر [١]في كلامه اذا افحش [٢]،و سبب آن بود كه ايشان در آن سمر كه گفتندى،رسول را-عليه السّلام-دشنام دادندى.
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ ،انديشه و تدبّر و تفكّر نمىكنند [٣]اين قول را،يعنى قرآن را؟ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ يَأْتِ آبٰاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ،يا [٤]چيزى به ايشان [٥]كه به پدران ايشان نيامد،يعنى كتاب فرستادن خداى تعالى و پيغامبر فرستادن نه كارى [٦]بدع [٧]است، پيش از ايشان [٨]پيغامبران آمدند به پدران اينان [٩]و كتابها آوردند،چرا چندين تعجّب مىنمايند [١٠]و انديشه نمىكنند.
أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ ،[يا] [١١]نمىشناسند پيغامبر [١٢]خود را كه مردى مجهول است؟ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ ،منكرند او را ازآنكه اصل و نسب و نفس و خلق و سيرت و طريقت او نمىدانند.
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ ،يا مىگويند كه او ديوانه است،و به او علّت ديوانگى است.
بَلْ جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ ،آن نيست كه ايشان گفتند تا [١٣]اين پيغامبر حق آورد با ايشان، و لكن بيشترينۀ ايشان حق را كارهاند.
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ ،و اگر چنان كه حق متابعت هوا و راى ايشان كردى،آسمان و زمين تباه شدى و هرچه در آسمان و زمين است،و اين براى آن گفت كه حق داعى حسنات باشد،و هوا داعى قبايح،و اگر حق متابعت هوا كند آنچه داعى حسن بود،داعى قبح گردد و فساد و اختلاط پديد آيد و ادلّه باطل شود و وثوق برخيزد از استدلال [١٤]بر مدلول به ادلّه،و مردم ايمن نباشند [١٥]از وقوع ظلم،و وثاقت برخيزد به وعد و وعيد و ايمن نباشند از انقلاب حال حكيم.
[١] .همۀ نسخه بدلها:هجر.
[٢] .آل:فحشه،ديگر نسخه بدلها:فحش.
[٣] .آج،لب،آل:نمىكردند.
[٤] .مش:تا.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+آمد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٧] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:بدعت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اينان.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ايشان.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،آز:نمى.
[١١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٢] .اساس:پيغامبران،به قياس با نسخه آج،تصحيح شد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:بل.
[١٤] .آط:استدلالى.
[١٥] .آط،آب:نباشد.