روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١ - ترجمه
-الآيات،گفت:اين اعمال [١]كافران،جز اعمال آن مؤمنان باشد كه ذكر ايشان رفت.
حَتّٰى إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذٰابِ ،تا آنگه كه ما بگرفتيم مترفان و منعّمان ايشان را.و مترف،آن بود كه او را رها كنند در ملك و نعمت تا بر مراد خود مىرود من التّرفة،و هى النّعمة. بِالْعَذٰابِ ،به عذاب.در اين عذاب خلاف كردند،عبد اللّه عبّاس گفت:يعنى به شمشير روز بدر.ضحّاك گفت:يعنى قحط و گرسنگى،و اين آنگه بود كه رسول-عليه السّلام-بر ايشان دعا كرد و گفت:
اللّهمّ اشدد وطأتك على مضر و اجعلها [٢]عليهم سنين كسني يوسف، گفت:بار خدايا!عذابت بر مضر سخت كن،و ايشان را قحطى ده چون قحط ايّام يوسف-عليه السّلام.خداى تعالى ايشان را به قحط ابتلا كرد تا حال ايشان به جايى رسيد كه هركجا مردارى يا سگى بود بخوردند [٣]و استخوان سوخته و پوست بر آتش نهاده،و تا بعضى از فرزندان خود را بخوردند. إِذٰا هُمْ يَجْأَرُونَ ،كه نگاه كردى ايشان ضجيج و جزع و فرياد مىكردند.و «جؤار»آواز بلند كردن باشد به تضرّع بمانند گاو،قال الاعشى يصف بقرة-شعر:
فطافت [٤]ثلاثا بين يوم و ليلة
و كان النّكير ان تضيف و تجأرا
و قال ايضا-شعر:
يراوح[من] [٥]صلوات الملي
ك طورا سجودا و طورا جؤارا
و بعضى دگر گفتند:يجأرون،اى يصرخون بالتّوبة،در وقت نزول عذاب به ايشان،بانگ مىزدند [٦]به توبه، ايشان را گفتند: لاٰ تَجْأَرُوا الْيَوْمَ ،بانگ مداريد امروز كه امروز توبه مقبول نباشد،و اين قول محمول باشد بر حالت الجاء. إِنَّكُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ ،شما را از من ناصرى نباشد و كس شما را از من [٧]فرياد نرسد.
قَدْ كٰانَتْ آيٰاتِي تُتْلىٰ عَلَيْكُمْ ،«كان»براى تخصيص فعل باشد به ماضى، پيش از اين،آيات [٨]من بر شما [٩]مىخواندند. فَكُنْتُمْ عَلىٰ أَعْقٰابِكُمْ تَنْكِصُونَ ،شما
[١] .همۀ نسخه بدلها:اعمال اين.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:و اجعل.
[٣] .مش:بودى بخوردندى.
[٤] .اساس:فطاف،به قياس با نسخۀ آط تصحيح شد.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .آج،لب:مىدادند.
[٧] .آج،لب،آز:ما.
[٨] .مش+كه.
[٩] .اساس:ايشان،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها و نيز ترجمه آيه در صفحات پيشين،تصحيح شد.