روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٧
وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ،و او-يعنى ذكر قرآن-در كتابهاى پيشين است.اين قول بيشتر مفسّران است.مقاتل گفت:ذكر محمّد خواست،يعنى ذكر محمّد در كتابهاى پيشين است.
أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً ،ابن عامر«تكن»خواند به«تا»،و«آية»به رفع.و باقى قرّاء «يكن»خواندند به«يا»،و«آية»منصوب بر خبر كان،و معنى آيت آن است [١]:نه آيتى و علامتى است اين كافران و متكبّران را آنكه مىدانند او را [٢]يعنى محمّد را عالمان بنى اسرايل چون عبد اللّه سلام و اصحابش و مانند ايشان؟ عبد اللّه عبّاس گفت:سبب نزول آيت آن بود كه مشركان مكّه كس فرستادند به جهودان مدينه كه،چه گويى در محمّد و نعت [٣]و صفات او؟ايشان گفتند:وقت بعثت [٤]اوست،و ما در تورات نعت و صفت او خواندهايم،آن آيتى بود كه دليل كرد [٥]بر صدق رسول-عليه السّلام.
امّا قرائت آنكس كه او خواند: آيَةً به نصب،بر قاعده است براى آنكه معرفه اسم«كان»است و نكره [٦]خبرش.و بر قرائت آنكس كه او«آية»خواند،ضعيف است براى آنكه برعكس قاعده كلام عرب است،و سيبويه روا نمىدارد كه اسم «كان»نكره باشد و خبر معرفه الّا در ضرورت شعر،چنان كه حسّان گفت-شعر:
كأنّ سلافة [٧]من بيت رأس
يكون مزاجها عسل و ماء
اى من بيت رئيس،كقول عمرو بن كلثوم:
برأس من بني جشم بن بكر
اى برئيس [٨]،و قيل:بيت رأس[١٥٨-ر]موضع بالشّام يتّخذ منه الخمر.
وَ لَوْ نَزَّلْنٰاهُ عَلىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ،و اگر ما اين [٩]بر بعضى عجميان پارسى زبان
[١] .آب،مش+كه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و مىشناسند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:يعث.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٦] .اساس+و،با توجه به اتّفاق نسخه بدلها،زايد مىنمود.
[٧] .چاپ شعرانى(٣٦٨/٨)،لسان(ماده/أس)سبيئة.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:رئيس.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+قرآن.