روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٤ - ترجمه
حسن بصرى گفت:معنى آن است كه،تو مال از كجا آوردى؟بنى اسرايل را بنده گرفتى و مال ايشان بستدى و مرا به آن بپروردى،آن نعمت نه از مال تو بود،از مال بنى اسرايل بود،پس اين نعمت نباشد.و التّعبيد و الاعباد و الاستعباد،اتّخاذ الحرّ عبدا،قال الشّاعر فى الاعباد-شعر:
علام يعبدني قومي و قد كثرت
فيهم ابا عرما شاءوا و عبدان
و در محلّ«ان»دو وجه گفتند:يكى،نصب بنزع الخافض،و التّقدير:بان عبّدت،المعنى بتعبيدك بني اسرائيل.و وجهى دگر رفع [١]بر بدل نعمة،و التّقدير:
و تلك نعمة تمنّها علىّ تعبيدك بني اسرائيل.
قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ ،چون موسى-عليه السّلام-اين بگفت،فرعون گفت: وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِينَ ،خداى جهانيان چه باشد كه تو دعوى مىكنى كه من رسول اويم؟و براى آن«ما»گفت [٢]،«من»نگفت كه او اعتقاد كرده بود كه معبودانى كه جز او باشند جماد باشند.و گفتهاند:براى ابهام گفت،يعنى از عقلاست يا از جنس ما لا يعقل.
موسى-عليه السّلام-گفت: رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،خداى آسمان و زمين است و آنچه در ميان كتم [٣]آن است. إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ،اگر شما يقين دانى.
كلبى گفت:معنى آن است كه اگر شما[يقين دانى كه آسمان و زمين آفريده است.بعضى دگر گفتند معنى آن است كه اگر شما] [٤]هيچ علم يقين دانى و شما را علمى است كه شك از آن دور باشد،اين از آن جمله است،اين نيز هم برآن وجه بدانى.
قٰالَ لِمَنْ حَوْلَهُ ،فرعون اين را جواب نداشت،بر سبيل تعجّب [٥]گفت آنان را كه پيرامن او بودند: أَ لاٰ تَسْتَمِعُونَ ،[نمىشنوى] [٦]كه اين مرد چه مىگويد!عبد اللّه عبّاس گفت:آن [٧]جماعتى بودند از اشراف قوم او پانصد مرد كه خواصّ [٨]او بودند.
[١] .اساس:فعل،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .آب،آج،لب+و.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٦] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+تعلّل.
[٧] .آط،آب،آج،آز،آل،مش:اين.
[٨] .آج،لب،آل:كه از خواص قوم.