روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
الاخ و هو السّيّد فى الدّنيا و الآخرة و هو من الصّالحين.
آنگه گفت:تا [١]رسول اللّه دخترش را فاطمه را به من داد،بپرسى و گواه باشى كه من راضى شدم.مسلمانان گفتند:يا رسول اللّه!بدادى و راضى شدى؟گفت:
آرى كه نيكداماد است مرا او،و نيك برادر [٢]و او سيّد است هم در دنيا و هم در آخرت و از جملۀ صالحان است.
على برخاست [٣]و سر بر زمين نهاد و به سجدۀ شكر خداى را تعالى گفت:
الحمد للّه الّذي حبّبني الى خير البريّة محمّد-عليه السّلام. مسلمانان گفتند:بارك اللّه فيكما و عليكما و جمع شملكما فاسعد [٤]جدّكما و اخرج منكما الكثير الطّيّب، خداى مبارك گرداناد و شملتان مجتمع باد،و بختتان نيك باد.و خداى تعالى شما را فرزندان بسيار پاكيزه دهاد.
آنگه رسول-عليه السّلام-بفرمود تا طبقى به سر بياوردند و بنهادند،رسول -عليه السّلام-[گفت] [٥]:بربايى [٦]آن [٧]بربودند،و رسول-عليه السّلام-در حجرۀ [٨]زنان رفت و گفت:به اين خرّمى براى فاطمه دف بر زنى،بزدند.
آنگه على را گفت:برخيز و درعت بفروش تا در اين كار صرف كنى.على گفت:من برخاستم و درع برگرفتم تا به بازار برم،در راه اعرابى از پيش من بر آمد و مرا گفت:يا على!اين درع بهايى هست؟گفتم:آرى.گفت:به چند مىفروشى؟ گفتم:به پانصد درم.دست در آستين كرد و صرّهاى برگرفت پانصد درم در او به من داد [٩][١٣١-ر]و من درع به او دادم،و [١٠]درم با نزديك رسول آوردم،مرا گفت:چه كردى؟گفتم:بفروختم به پانصد درم و درمها اينك.گفت:به كى [١١]فروختى؟ گفتم:به اعرابى.گفت:شناختى آن اعرابى را؟گفتم:نه يا رسول اللّه؟گفت:
[٧] [١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:برادرى.
[٣] .آط،آب،آز،مش:برخواست.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:و اسعد.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .آج،لب،آل:بربايند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:حجرههاى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:صرهاى مرا داد،گفت:پانصد درم در اوست.
[١٠] .مش+پانصد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:كه.