روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٠ - ترجمه
گفت:چرا چون اين حديث شنيدى شما كه مؤمنانى از مردمان و زنان به خويشتن [گمان] [١]خيرى نبردى،يعنى به مسلما[نا] [٢]نى كه حكم ايشان حكم شماست، نظيره قوله تعالى: وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ [٣]... ،اى اخوانكم،و قوله: فَسَلِّمُوا عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ [٤]،و
قوله-عليه السّلام: المؤمنون كنفس واحدة. بعضى دگر گفتند،معنى آن است كه:هلا ظننتم كما ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً ،چرا شما به اين كار همان ظنّ نبردى كه مؤمنان به خويشتن برند از خير؟ وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْكٌ مُبِينٌ ،و گفتند:اين دروغى ظاهر است.
مفسّران گفتند:مراد به اين ابو ايوب است و امّ ايّوب كه چون اين حديث مىرفت،و مردم در زبان گرفته بودند،امّ ايّوب ابو ايّوب را گفت:مىشنوى كه مردمان چه مىگويند در حقّ عائشه؟گفت:مىشنوم،و لكن دروغ است.گفت:با [٥]امّ ايّوب اختيار چنين كار كنى؟گفت:معاذ اللّه!گفت:پس به هر حال عائشه از تو بهتر است.آنگه هر دو متّفق شدند و گفتند: هٰذٰا إِفْكٌ مُبِينٌ ،اين دروغى ظاهر است.
لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ ،اى هلاّ جاءوا.آنگه حقتعالى گفت:چرا نياوردند بر اين سخن كه بگفتند چهار گواه،چنان كه شرع است كه آنكس كه قذف كند و تهمت نهد زنى را يا مردى را به زنا،او را چهار گواه بايد آوردن.چون نياورند گواه و گواه نداشتند بر اين،ايشان به نزديك خداى-جلّ جلاله-دروغزناند.اين خاصّ است به عائشه كه خداى-جلّ و عزّ-از او برائت ساحت شناخت،و آن گويندگان را دروغزن دانست،فامّا جز او روا [٦]بود كه كسى كسى را به زنا به [٧]ناشايستى بيند،و چون بگويد از او چهار گواه خواهند او گواه ندارد به نزديك خدا دروغزن نباشد.
آنگه گفت: وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ ،اگر نه فضل و رحمت خداستى [٨]بر شما كه مسلمانيد [٩]،هم در دنيا و هم در آخرت برسيدى به
[٢] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٢٩.
[٤] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٦١.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:است تو با.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:جز او را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:خدايستى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مسلمانانيد.