فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
كهاز طرف پدر صادر شده است ، لزوم اطاعت از آن شرعى است نه عقلى؛ به اين معنا كهاطاعت پدر محطّ وجوب شرعى ـ يعنى همانوجوبى كهاز ناحيه خداوند صادر شده ـ مىباشد. وصرف اشتراك اين دو وجوب در تحقق امتثال با فعل واحد، بدين معنا نخواهد بود كه بين آنها در حكم عقل به لزوم امتثال تلازم برقرار ا ست؛ زيرا عقل اگر به ضرورت انجاماين فعل فرمان داده ، نه بدين خاطر است كه امتثال وجوب «آب دادن باغچه» است كه از ناحيه پدر صادر شده بود، بلكه آنرا امتثال وجوب «اطاعت پدر» كه از ناحيه خداوند متعال صادر شده، مىشناسد. ممكن است اشكال شود كه اگر عقل انجام اين كار را بدين خاطر كه امتثال وجوب «اطاعت پدر» است ، ضرورى مىداند؛ اين درست به اين معنا ست كه عقل امتثال وجوب نخست را كه از طرف پدر صادر شده[ آب دادن باغچه]، واجب شمرده است،زيرا «اطاعت پدر» به معناى امتثال وجوب اوّلى است كه از سوى پدر صادر شده است.
در پاسخ مىگوييم: «اطاعت پدر» گرچه به معناى امتثال وجوب نخست از جانب پدر است، امّا آنچه عقل بى واسطه بدان حكم نموده، ضرورت قيام به اين فعل از آن جهت كه«اطاعت پدر» است نمىباشد، تا چنين نتيجه دهد كهاين به معناى حكم عقل به ضرورت امتثال وجوب اوّلى است كه از جانب پدر صار شده است، بلكه آنچه عقل بدان حكم نموده ضرورت انجام اين فعل است، از آن جهت كه «امتثال وجوب اطاعت پدر» كه از جانب خداوند صادر شده، به شمار مىآيد. در اين صورت بدين معنا خواهد بود كهعقل به ضرورت امتثال وجوب شرعى اى كه متعلّق بهامتثال وجوب اول است، حكم داده؛ نه آنكه مستقيماً به ضرورت امتثال وجوب نخستين حكم كرده باشد.
با اين بيان روشن مىشود كه: حق اطاعت از فرمان كسى كه خداوند دستور اطاعت اورا داده، از مدركات عقل عملى نمىباشد، بلكه تعبيرى است از وجوب شرعى اى كهبه طاعت اين شخص تعلّق گرفته است. و اين وجوب شرعى به نوبه خود موضوع حق طاعت الهى را تحقق مىبخشد. بنا بر اين اين قسم از مولويت، مولويت شرعى است كه از جانب خداوند جعل شده است.نه مولويت عقلى، البته موضوع مولويت خداوند را كه خود