فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٠ - نگرشى بر فقه سيد مرتضى سيدمهدى طباطبائى
بين آراء اماميه و ديگر مذاهب تطبيق مىگردد كه تأليفات علم الخلافى سيّد مرتضى از قسم دوّم است.
آن چه او را به اتخاذ اين اسلوب وادار نمود ـ گذشته از بُعد علمى و فوايد تطبيقى مترتب بر آن ـ دغدغهاى بود كه او در رابطه با دفاع از شيعه اماميه و اقوال خلافى و منحصر به فرد آنها داشت.
در جامعه علمى بغداد در قرنهاى ٤ و ٥ هجرى كه شاهد تنوع و گستردگى مكاتب و مذاهب كلامى و فقهى و مجال بحث و انديشه و انتقاد بود، با وجود حمايتهاى خليفه عباسى از بزرگان تشيع خصوصاً سيّد مرتضى، همواره شيعه اماميه از جانب فقها و علماى اهل تسنن مورد تشنيع، مخالفت و انتقاد قرار مىگرفت (٦٧). امّا ارمغان چنين برخوردى ميان آرا و انديشهها، چيزى جز تطوّر و تحكيم مبانى مذهبى تشيع نبود؛ خصوصاً فقه اماميه به دست بزرگان و فحول متكلّم بغداد، به ويژه سيّد مرتضى رحمة اللّه، و به دنبال آن شكلگيرى و گردآورى قواعد و اصول شيعه در قالبى مستدلّ و منظم.
امّا در همان زمان عكس آن را در مكاتب فقهى قم و رى شاهديم كه به دور از جوّ انتقاد، حتّى با طرد مخالفان و راندن آنها از شهر، اجازه ابراز هيچ گونه انديشهاى برخلاف مبانى خويش را نمىدادند (٦٨) و نتيجه طبيعى آن ركود نسبى در فقه و عدم پيدايش نوآورى بود.
به هر حال سيد مرتضى خود را آغازگر فقه الخلاف با همان هدف دفاع از اقوال منحصر به فرد و يا قليل الموافق شيعه قلمداد مىكند و مىگويد: «وها أنا ذا مبتدئاً بذلك ومعتمداً من الايجاز والاختصار ما لايخلّ بمهمّ.» (٦٩) و موضوع كار خود را اين دو چيز قرار
مىدهد:
(٦٧)يكى از عوامل آزادى فكر و انديشه در اين دوران، كمى قدرت سياسى خليفه بود، كه در ابتداى بحث بيان گرديد.
(٦٨)ر.ك: مدرسى طباطبايى، مقدمهاى بر فقه شيعه، ترجمه آصف فكرت، ص٣٩، و دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج٣، ص٢٥٨.
(٦٩)الانتصار، ص٧٦.