فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٣ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
اتصاف اين فعل به طاعت الهى در طول اتصاف فعل به طاعت اين شخص قراردارد. اين بدان جهت است كه خداوند به اين فعل به طور مستقيم فرمان نداده است. فرمان مستقيم الهى به اطاعت اين شخص تعلق گرفته است، پس هرگاه براين فعل عنوان اطاعت اين شخص صدق كند تحت امر الهى واقع شده و برآن اطاعت الهى صدق مىكند. از اين بيان به دست مىآيد در تكاليفى كه از طرف شخصى كه از جانب خداوند فرمان به اطاعتش رسيده، صادر شده دو اطاعت در طول هم قرار مىگيرد:
يك. اطاعت اين شخص كه خداوند فرمان به اطاعتش داده است.
دو. اطاعت خداوند متعال كه به اطاعت از اين شخص فرمان داده است.
و صرف اتحاد فعلى كه اطاعت شده به معناى يكسانى دو اطاعت نمىباشد. از طرفى اطاعت نخست كه در برابر اين شخص انجام گرفته، به ادراك عقل عملى واجب نمىباشد؛ بلكه به وجوب شرعى كه در امر الهى به طاعت اين شخص تبلور يافته واجب شده است. بدين ترتيب مقصود از حق طاعت اين شخص همان وجوب شرعى است؛ نه چيز ديگر. اما طاعت دوم كه در برابر خداوند انجام گرفته به ادراك عقل عملى واجب شده است.و مقصود از حق طاعت الهى همين وجوب عقلى مىباشد. وصرف اينكه وجوب شرعى كه به طاعت اين شخص تعلق يافته مشمول حق طاعت الهى شده است، بدين معنانيست كه حق اطاعت آن شخص مصداقى از مصاديق حق طاعت الهى شده باشد؛ بلكه بدين معنا است كه حق اطاعت آن شخص نسبت به حق اطاعت الهى بسان موضوعيت هر تكليف ديگر از تكاليف الهى در برابر حق الهى، موضوعيت پيدا كرده است. چه، حق طاعت از فرمان الهى نسبت به اطاعت اين شخص، تنها تكليفى از تكاليف الهى بسان تكليف به نماز و روزه مىباشد، پس همانطور كه وجوب نماز و روزه موضوعى را براى حق طاعت الهى تشكيل مىدهد، همچنين وجوب اطاعت اين شخص موضوعى را براى حق طاعت الهى فراهم مىسازد.و پر واضح است كه مثل وجوب صلوة مصداقى از مصاديق حق الهى به شمار نمىرود، بلكه آن موضوعى است كه حق طاعت الهى بر آن مترتب شده است، اطاعت اين شخص نيز چنين است بنا بر اين حق اطاعت از فرمان الهى