بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣١ - فصل دوم شرح مخصص متصل و منفصل
قبله أو بعده. و يسمّى المخصّص (المنفصل)، فيكون أيضا قرينة على إرادة ما عدا الخاصّ من العموم، كالاوّل.
فاذن لا فرق بين القسمين من ناحية القرينة على مراد المتكلّم، و انّما الفرق بينهما من ناحية أخرى، و هي ناحية انعقاد الظّهور في العموم، ففي المتّصل لا ينعقد للكلام ظهور الّا في الخصوص، و في المنفصل ينعقد ظهور العامّ في عمومه، غير انّ الخاصّ ظهوره اقوى، فيقدّم عليه من باب تقديم الاظهر على الظّاهر او النّصّ على الظّاهر.
ترجمه:
فصل دوّم: شرح مخصّص متّصل و منفصل
عام بدو نحو مورد تخصيص واقع مىشود:
١- آنكه مخصّصش در كلامى كه عام آمده با آن مقرون بوده و متكلّم هردو را در يك مجلس و با كلامى واحد القاء نمايد همچون قول ما كه مىگوئيم:
اشهد ان لا اله الّا اللّه (شهادت مىدهم كه جز حقتعالى معبودى نمىباشد).
شاهد در « الّا اللّه» است كه مخصّص براى عام يعنى « لا اله» بوده و آنرا مخصّص متّصل خوانند زيرا با عام در يك كلام و مجلس واحد آورده شده لذا ذكر آن قرينه است بر اينكه از عام غير خاصّ اراده گرديده يعنى تمام معبودها منفى هستند غير حقّ جلّت عظمته.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و ملحق بهمين قسم از مخصّص يعنى مخصّص متّصل بوده بلكه مىتوان از مصاديق آن شمرد هرقرينه حاليّهاى را كه همراه كلام آمده و دلالت دارد كه از كلام خصوص اراده شده بنحوى كه متكلّم در بيان مراد و توضيح مقصودش بتواند بآن اعتماد نمايد.