بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٥ - مختار مرحوم مصنف و مقاله ايشان در جمع بين كلمات علماء
بآن محلّ خود را اخذ كرده و در آنجا مستقرّ مىگردد حال اگر بخواهيم آنرا بجميع ارجاع دهيم مىبايد قرينهاى بر اينمعنا نصب كنيم زيرا در غير اينصورت به بيان مراد و شرح مقصود اخلال وارد كردهايم و با اين تقرير معلوم مىشود كه در كلام هيچ اجمالى نبوده و جائى براى تحيّر نمىباشد چه آنكه عام اخير قطعا تخصيص خورده و ديگر عمومات مجراى اصالة العموم مىباشند.
مختار مرحوم مصنّف و مقاله ايشان در جمع بين كلمات علماء
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اينقول (يعنى قول چهارم) بر تمام اقوال ترجيح داشته و بواسطهاش مىتوان بين كلمات علماء جمع نمود و شرح آن اينستكه بگوئيم:
كسانيكه فرمودهاند استثناء بخصوص اخيره راجع است شايد نظرشان با مثال آيه مذكوره بوده كه موضوع در جملات بطور مستقلّ و عليحدّه ذكر شده و آنانكه استثناء را بجميع راجع دانستهاند گويا نسبت بمواردى كه موضوع تنها در صدر كلام آمده فرمودهاند پس بنابراين بين كلمات اختلاف و نزاعى نبوده بلكه صرفا نزاع لفظى مىباشد و بدين ترتيب بين متنازعين تصالح و اتّحاد برقرار مىگردد.
بيان مراد
قوله: فان كان من قبيل الاوّل: ضمير در « كان » به استثناء راجع است.
قوله: فهو ظاهر فى رجوعه الى الجميع: ضمير « هو » و ضمير در « رجوعه » به استثناء عود مىكنند.
قوله: لانّ الاستثناء انّما هو من الموضوع: يعنى مستثنامنه موضوع مىباشد.
قوله: باعتبار الحكم: يعنى اخراج از موضوع بملاحظه نفس موضوع نيست بلكه باعتبار حكم آن مىباشد فلذا افراد خارج شده تنها حكمشان با افراد باقى مانده